تبلیغات
˙·▪•● ترک خودارضایی ، استمنا ●•▪·˙ - دو روی یک سکه ...
حتما حرفهای بقیه گرفتاران خودارضایی را در قسمت نظرات پست ها بخوانید ، در ضمن علاوه بر صفحه اول این وبلاگ ، پست های دیگری ، در صفحات دیگه این وبلاگ هم وجود داره که در انتهای وبلاگ می توانید آن صفحات را انتخاب کنید NoEstemna
خبرنامه این وبلاگ

ایمیل خودتون رو وارد کنید

پس از کلیک روی ثبت ، وارد صفحه جدیدی می شوید که باید عبارت روی تصویر رو در محل موردنظر بنویسید و دکمه مقابلش را کلیک کنید ، بلافاصله پیامی به ایمیلتون ارسال میشه ، بروید در ایمیلتون و روی لینک داخل پیام کلیک کنید تا تایید بشه ، به همین راحتی کار تمام میشه و از این به بعد از آپدیت و انتشار پست های جدید این وبلاگ ، از طریق ایمیلتان مطلع می شوید و همیشه این وبلاگ در خاطرتان می ماند



نویسنده :رضا ...
تاریخ:یکشنبه 14 اردیبهشت 1393-14:20

دو روی یک سکه ...

بچه ها ، میخام در این پست ، به نظرات بعضی از بازدید کنندگان این وبلاگ ، در مدت چند سالی که از عمر این وبلاگ میگذره ، از دو زاویه نگاهی بیندارم ...

یک زاویه ، به نظراتشون ، زمانی که توبه اشون رو شکوندند و خودارضایی کردند و زاویه دیگه ، نظرات همون افراد ، زمانی که در ترک بودند و تعداد روزهای پاک بودنشون زیاد شده بود ...

پس ، در ادامه ، از هر بازدید کننده ، دو نظرش را ، یکی در زمان توبه شکستنش و دیگری ، در زمان توبه و ترکش ، براتون نقل می کنم ، حتما به تفاوت جنس دو نظر هر بازدید کننده ، توجه کنید ، چه حس و حالی داشتند و با توبه ، به کجا می رسیدند ، در ضمن تمام این نظرات در پستهای مختلف این وبلاگ ، قابل دسترسی است ...


نام کاربر : خسته از ...

در زمان شکستن توبه : اصلا دیگه حال هیچی ندارم ، حتی این 2 خطی که اینجا مینویسم  !
جایی برای کسی که امروز جدی ترین تصمیم خودکشی رو داشت ولی خواست دوباره به خودش فرصت ترک رو بده هست ؟

*********************************************

حالا نوشته هایش در زمان ترک و توبه : هر روز که به روزای پاکیم اضافه میشه ، دور شدن شیطان رانده شده درگاه خدا و نزدیک شدن خدا به زندگیم رو احساس میکنم .
چه حس خوبی ... اونقدر ارزشمند که ...

نمیشه با چیزی عوضش کرد ، ردپای خدا توی زندگیت ، پاسخ همه نیازها و جبران همه کمبودهایی میشه که ، تو رو به سمت شیطان برده  .

امروز هم روز چهلم منه ، اون روزی که با وبلاگت آشنا شدم و اونقد از زندگی سیر بودم ، فکر نمیکردم به این 40 روز برسم ، همه لحظه هام ناامیدی بود ولی ازت خییییییییییییییییییییلی ممنونم که با حرفات کمکم کردی ، البته همه باید ممنون خدایی باشیم که فراموشمون نکرد ، کنارمون بود .

 

 پسر خوب

در زمان شکستن توبه : امروز بعد از 16 روز پاکی توبمو شکستم ، اصلا نمیخاستم این پستو بنویسم ، یعنی روم نمیشد بیام تو این وبلاگ ، ولی گفتم بیام و علتشو بگم تا بقیه دوستان به سرنوشت من دچار نشن ...
نمیدونم چی بگم ، بچه ها ازتون یه خواهش دارم ، هر موقع هر چیزی ، حتی یه کوچولو ، باعث شد تحریک بشید ، بلافاصله ازش دور بشید ، حتی 1 ثانیه هم صبر نکنید ، بازم میگم حتی 1 ثانیه ، امروز 1 ثانیه من شد 1 دقیقه و کار از کار گذشت ...
از این موقعیت ها برای هممون پیش میاد ، حواستون خیلی خیلی جمع باشه بچه ها ، خدا هممون رو از شر شیطان نجات بده

*********************************************

حالا نوشته هایش در زمان ترک و توبه : امروز بعد از 40 روز پاکی دوباره به این وبلاگ سر زدم ، من اینترنت رو از زندگیم حذف کرده بودم و این رمز موفقیتم بود ، احساس خیلی خوبی دارم ...
امروز 60 مین روز ترکم بود ، خدایا با تمام وجودم ازت ممنوم ...

امروز تو خونه تنها بودم ، از صبح تا شب ، خیلی وسوسه شدم ، ولی جوابم یه کلمه بود ، نه !
این چندمین باری بود که تو خونه تنها موندم ولی با تمام وجودم گفتم نه... 
بچه ها نه گفتن خیلی آسونه ، باور کنید ، فقط و فقط دفعه های اول سخته ، همین !

راستی یه چیزو فراموش نکنید ، هیچ کاری تو دنیا نشدنی نیست ، هیچ غیر ممکنی برای انسان وجود نداره ، الان نه گفتن برام خیلی خیلی آسون شده ، به خدا راست میگم ، امتحان کن ضرر نمیکنی ...

 

 دختر فروردین :

در زمان شکستن توبه : خیلی ناراحتم  ، بعد این همه تلاش و زحمت و غلبه به نفس بازم ...

*******************************************

حالا نوشته هایش در زمان ترک و توبه : خدارو شکر منم تا امروز تونستم خوب پیش برم ، یه برگه به در کمدم چسبوندم ، هر روز رو که با موفقیت طی میکنم رو علامت میزنم و با زیاد شدن علامتا احساس میکنم دارم به خدا نزدیک تر میشم   ، من حدود 4 ماه بود که گرفتار این گناه شده بودم ، ولی خداروشکر الان دیگه دارم میذارمش کنار ...

 

سعید قهرمان

در زمان شکستن توبه : من اینقدر درگیر این لعنتی بودم که به هیچ چیز دیگه فکر نمیکردم ، حتی تا چند روز فکرم فقط این لعنتی بود  .

سلام ، فکر میکنم اینقدر از خدا فاصله گرفتم که دلم شده سنگ ، بارها شده از خودم خجالت میکشم با خدا درد و دل میکنم

******************************************

حالا نوشته هایش در زمان ترک و توبه :  ولی چند روز قبل ، بعد از سه هفته ترک ، وقتی وسوسه شدم و خاستم .... انجام بدم ، یه حسه عجیبی بهم گفت از خدا که داره مارو نگاه مینه خجالت بکش ، فکر میکنم بعد از یه مدت ترک خود به خود ایمانم قویتر بشه  .

 

مجاهد

در زمان شکستن توبه : به خودم ، زندگیم ، نداشته هام ، داشته های از دست رفته ام ، به پاکی کودکیم ، به عمری که به گناه گذشت ، به هزاران توبه ای که کردم
به ظلم هایی که به من شد و منو تو این راه کشوند ، به گریه های نیمه شبم ، به ترک های کوتاه و بلندم ، به سرانجام زندگیم ، به درس های نخوندم ، به همه جای زندگی و خوشی هاش برای دیگران که برای من رنگ باخته  به خیلی چیزها فکر میکردم .

این هفته تقریبا هر روز چندین بار مرتکب گناه شدم ، خسته شدم ، ترک های کوتاه و بلند زیاد داشتم ، 12 ساله مبتلام ، حتی ترک های 40  روزه چندبار و ترکهای چند ماهه هم داشتم ، ولی درست بشو نیست ...

*********************************************

حالا نوشته هایش در زمان ترک و توبه : از این ساعت تصمیم میگیرم تلاشی تازه کنم برای رهایی از هر چه بدیست و به امید اون همه سختی ها رو تحمل کنم ، امیدوارم محبتش رو توی دلم زیاد کنه ، اونقدر که همه این سختی ها برام تبدیل به شیرینی بشه.

امروز عصر میخواستم درس بخونم ، ولی فکر گناه اومد توی ذهنم ، سریع اومدم توی این وبلاگ و همچنین توی کامپیوترم و رفتم کلی مطلب و کلیپ و سخنرانی مفید گوش کردم تا آروم بشم ، الانم داره اذان میگه برم نماز، خدا میگه " نماز موجب دوری از گناه میشه " ، خدایا مرا دریاب که دل دریایی من بی تو مرداب است ...

 ای خدا که آگهی بر حال من ، می دونی چی می خوام بهت بگم ، بهت میگم دوستت دارم ، همین بنده تو مجاهد ...


حسین67

در زمان شکستن توبه : من ده ساله که به این کار مبتلا هستم ، تمام عوارضشو هم تو خودم میبینم ، دیگه خسته شدم ، میخوام ترک کنم به هر قیمتی که شده

*****************************************

حالا نوشته هایش در زمان ترک و توبه : سلام ، الان 9 روزه پاکم و با قدرت دارم ادامه میدم برام دعا کن .

 

دخترک

در زمان شکستن توبه : من امروز داغون شدم ، چون بعد دو هفته دوباره این کارو انجام دادم و قبلش یک ماه بود که انجام نداده بودم ، نمیدونم چی شد که گرفتار این کار شدم ، از اوایل نوجوونی بود ، بدون اینکه ضررهای این کارو بدونم انجامش دادم ، ولی بعدش فهمیدم که نباید انجامش داد ، اون موقع چرا انجام دادم؟ اون موقع که آگاه بودم چرا؟ بعدش هردفعه احساس گناه داشتم ، حس خیانت به خدایی که همیشه حامی من بوده .

****************************************

حالا نوشته هایش در زمان ترک و توبه : من از دیروز تصمیم به ترک اینکار گرفتم و قصد چهل روزه کردم که میدونم اگه بهش پایبند باشم بقیش حله ، چون خداوند خودش گفته اگه یک کار بد رو چهل روز انجام ندی ، بعد چهل روز انجام ندادن اون کار رو بر ذهنمون ملکه میکنه ، جالب بود وقتی دیدم چهل روز بعد میشه نیمه شعبان ! برام دعا کنید که اینبار موفق بشم ، در پناه خدا باشید .


آزاد

در زمان شکستن توبه : من دیگه انگیزه ای برای ترک ندارم ، تقریبا 3 هفته مونده تا کنکور و اگه قبول نشم کارم ساختست ، قبلا هم سعی کردم ترک کنم ولی نمیشه ! اگه تو شرایط من بودید چی کار می کردید؟ بازم میتونستید روش هایی رو که میگید اجرا کنید ؟

دلم تاریک شده و درک واقعیت برام سخته ، توحید و معاد و کلا چیزهایی که اسلام گفته رو قبول دارم ولی دلم آروم نیست ، یه شکه پوچی وجودمو فرا گرفته و میدونم که شکه بیخودیه ! در واقع به یقین نرسیدم ، می ترسم کافر از این دنیا برم ، روزی چند دفعه قبل وبعد نماز به این موضوع فکر میکنم ولی به جایی نمیرسم ، واسه خودم کلی دلیل عقلانی میارم ...

بیشتر از هر چیزی افکار زشت منو اذیت میکنه ، تا میخوام یه کاری انجام بدم مثلا شام بخورم یا نماز بخونم یا درس بخونم فورا افکار زشت هجوم میارن ، چون رو این موضوع حساس شدم ، تبدیل به نوعی وسواس شده و هر دفعه که این افکار میاد به سرم  10 دقیقه ای طول میکشه تا برن ، کلا رو هیچ موضوعی نمیتونم تمرکز کنم ، حالا اگه تا آخر عمرم این موضوع ادامه داشت چی کار کنم ؟

ای کاش هیچ وقت خود ارضایی نمی کردم ، ای کاش هیچ وقت گناه نمی کردم ، به خدا چیزی جز دردسر واسم نداشته این گناه ...

*******************************************

حالا نوشته هایش در زمان ترک و توبه :از وقتی با وبلاگ شما آشنا شدم دچار اون گناه بزرگ نشدم ، امروز تموم بشه میشه 14 روز تمام ، خدا رو شکر ... واقعا کار خدا بود ...


خب بچه ها ، اینها فقط مشتی بود از خروار ، این حکایت ، حکایت بقیه هم هست ، همتون  یه روز ، توبتون رو شکوندید و در کنارش ، مدتی از قبیل 10 روز ، 25 روز ، یک ماه ، 56 روز ، 6 ماه ، یک سال ، و یا بیشتر تو ترک هم بودید ...

بچه ها ، این نکته خیلی مهمیه ، نظرات بازدیدکنندگان بالا رو بخونید ، یه زمانی در اوج ناامیدی بودند و همونها هم  یه زمانی توبه کردند و روزهای زیادی رو ، بدون خودارضایی گذروندند ...

برادر یا خواهر من ، حکایت تو، حکایت دو سر یک سکه هست ، یه موقع خوب هستی و خودارضایی نمی کنی و یه زمانی هم تو گناه در حال غرق شدن هستی ...

بچه ها ، اگر یک بار تونستید این تعداد روز ، پاک بمونید ، پس صد در صد ، دوباره هم میتونید ، اصلا شک نکنید

مگه اون کسی که ، اون رکوردها رو ، تو ترک زد ، مگه اون کسی که اون چند مدتی که اصلا خودارضایی نمی کرد ، مگه خود شما نبودید ؟؟؟

بله ، اون خود شما بودید ، در اون موقع هم ، تمام سختی ها ، تمام مشکلات و دردسرهای الانتون رو هم ، داشتید  اما به هیچ وجه خودارضایی نکردید ، اون موقع هم ، تحریک می شدید ، اما خودارضایی نمی کردید ...

بچه ها ، به ولله وقتی یه کاری ، یک بار شد و یک بار اتفاق افتاد ، پس باز هم میشه تکرار بشه ...

اگه نشدنی بود ، اون یه باری که اینقدر پاک بودید ، اون یک بار هم ، اتفاق نمی افتاد ...


و در پایان نوشته یکی از بازدید کنندگان این وبلاگ ، که روزهای پاک بودنش ، بیشتر از دو ماه شده رو بخونید و ببینید به چه حس و حالی رسیده :

 رها شده

بچه ها به لطف خدا ، به لطف خدا و دعای اهل بیت و دعای والدین ، الان که نشستم  62 روزه پاکه پاکم ، مرده بودم زنده شدم ، بدنم قوای 10 برابر گرفته ، دیگه افسرده نیستم ، مثل دوران بچگی شنگولم ، میدوم ، میپرم  ، الهی لک الحمد لک الحمد ، نصر من الله و فتح قریب ، خدا کمکم کرد که شیطان رو ذلیل کنم ، دعای اهل بیت مثل یه لشگر هوامو داره ...

خدا رو شکر امروز به شکرانه 72 روز پاکی به نیت شهدای کربلا زیارت عاشورا خوندم ، خدااااااااااااا ازت ممنونم ، منو زنده کردی

    این حسین کیست که عالم ، همه دیوانه اوست
                                                                  این چه شمعی است که جان ها ، همه پروانه اوست

 [ نظرات بقیه رو بخونید و شما هم نظرت رو بنویس ]






جمعه 18 مهر 1393 19:47
سلام دوستان فکرکنم من بی اراده ترین وسست ترین آدم بین شما باشم. بیست وپنج سالمه دوازده ساله که خودارضایی میکنم اونم به دفعات زیاد گاهی فکرمیکنم خدا باهام قطع رابطه کرده ونمیخواد منو ببینه خسته شدم میخوام آدم باشم خدایا غلط کردم ببخشم دستمو بگیر کمکم کن دیگه نمیخوام باشیطان زندگی کنم میخوام مال خودم باشم خدایا پاکم کن
امین
یکشنبه 2 شهریور 1393 22:02
دیگه نمیتونم تحمل کنم.
از فردا چنان به خودم سخت میگیرم که این کارو دیگه نکنم.
من تمام گناهان کبیرمو به حداقل رسوندم تا ان شاالله یه سال دیگه میشن صفر ولی این بلا افتاده به جونم.
دقیقا سر 9 یا 8 روز دوباره تکرار میشه.
به شما هم میگم تو این دنیا حساب خودتونو برسین به صرفه تره.
من از این لحظه هر نوع فکر شهوت انگیزی بهم رسید قبلش زیارت عاشورا میخونم تا ببینم بعدش روم میشه از این غلطا کنم؟
دوستان نشمارید روزای ترکتونو.
اگه واقعا قراره ترک کنید برای همیشه شمردن چه فایده داره آخه.
خدا من و همه مردم جهان رو از گناهان نجات بده
یا حمید بحق محمد
ویا عالی بحق علی
و یا فاطر بحق فاطمه
و یا محسن بحق الحسن
و یا قدیم الاحسان بحق الحسین
خلصنا من الکبائر و صغائر
پنجشنبه 2 مرداد 1393 04:04
سلام
تا حالا n بار سعی کردم که ترک کنم، نشد که نشد
گفتم از ماه رمضان استفاده میکنم؛ نشد که نشد
از وقتی که اینترنت وصل کردم،اوضاع بدتر شده
میخوام ترکش کنم، خییییلی از این اوضاع خسته شدم ولی نمیدونم دیگه از کجا شروع کنم، وقتی که توی ترکم همه چی خوبه و من یادم میره که دوران ارتکاب خ.ا جقدر افتضاحه ،واسه همین دوباره مرتکب میشم
برای بار n+1 امین بار از خدا طلب بخشش و یاری میکنم.
التماس دعا
n....?
چهارشنبه 14 خرداد 1393 13:40
سلام
با خوندن این پستتون نمیدونین چه حالی شدم فقظط میدونم ک داغونم
نمیدونم ولی 20 روز مونده تا کنکور من تمام تلاشمو کردم8 ماهم این کارو نکردم میترسم آقا رضا احساس میکنم خدا با هام قهر
ولی من همین جا ب شما ب خدا قول میدم دیگه این کارو نکنم گوشیمم میدم آقاجونم ی دونه از این ساده ها دستم میگرم ب خدا بگین منو ببخشه من بدون اون نمیتونم
.
.
دعام کنین شما دعاتون میگیره تورو خدا ازش بخاین منو ببخشه من خودم روم نمیشه
الهی العف
زهرا
پنجشنبه 8 خرداد 1393 00:31
سلام می خواستم بابت زحماتتون تشكر كنم راستش من خیلیی وقته كه ترك كردم به لطف خدا البته خدا رو شكر می كنم ترك من خیلی عجیب بود من به كربلا رفتم ان شاالله قسمتتون بشه و قبلش هم ترك رو شروع كرده بودم من بعد از سفر اصلا دیگه این كارو انجام ندادم نمیدونم چجوریه نیرو و قوت الهی انگار به من داده شده بود الان دیگه از اون كار خوشم نمیاد اصلا مانند گذشته ام و الان دارم از زندگی بی نهایت لذت پاكی و با خدا بودن می كنم خیلییییی خوبه حالا منظورم نیست كه حتما باید به كربلا برید نه بلكه ارادتونو قوی كنید و از خدا كمك بخواید و میتونید به امام حسین متوسل بشید تا ترك كنید همه ی گناهارو یاد خدا و پشیمانی و توبه اولین قدمه یا علی
پردیس......کوه اراده
یکشنبه 4 خرداد 1393 11:33
من دو ساله که پاکم..... خداروشکر انقد از این کار متنفر شدم که حتی دوس ندارم دوباره بهش فک کنم چه برسه به اینکه دوباره بخوام انجامش بدم....میتونین ترک کنین فقط اراده.....پاکی خییییییییییییلی حس خوبیه خدایاااااااااااااااااااااااا شکررررررررررررررررت که نجاتم دادی...
پسر خوب بد شد
شنبه 3 خرداد 1393 21:56
امروز توبم رو شکستم خیلی ناراحتم حس میکنم یه کثافتم یه تیکه اشغال
رضا
شنبه 3 خرداد 1393 13:09
اقا رضا خدا به حق علی خیرت بده بااین وبلاگ خوبت همیشه پای نماز دعات میکنم
اسد
جمعه 2 خرداد 1393 02:45
السلام علیك یافاطمه الزهراء :سلام من با توکل به خدا وتوسل به مادرم فاطمه امروزدر توبه ام از 20روزرا گذروندم امیدوارم که تاآخر انجامش ندم
در این روز ها هم دارم امتحان نهایی می دم هم داره به روزای توبه ام افزوده می شه . منون آقا رضا برات دعا می کنم توهم منو دعا کن ^_^
....
سه شنبه 30 اردیبهشت 1393 21:19
دارم میمیرم...خداجونم ببخش منو...چندبارباهات عهدبستموشکستم....خداجونم عزیزدلم منوببخش...دیگه تکرارنمیشه؟خب؟
پردیس.......کوه اراده
پنجشنبه 25 اردیبهشت 1393 17:21
سلام.من 5سال مبتلا بودم و همه ی علائم اعتیاد رو داشتم.لاغری شدید.ریزش مو.ضعف بدن.عدم تمرکزحواس.جوش صورت و...از یه صورت زیبایی که به گوگوش مشهور بود بجز یه صورت لاغرو رنگ پریده و ضعیف چیزی نمونده بود. منی که معدلم زیر 19/80 نمیومد حالا به 17 رسیده بود!!!!از یه دختر شادو سرزنده ای که هیچ قدرتی نمیتونست شادیشو مختل کنه به یه دختر عصبی وافسرده وهمیشه کلافه تبدیل شده بودم.طوری که با کوچکترین چیزی اعصابم تحریک میشد. از شدت ضعف بدنی نمیتونستم خیلی سر پا وایسم فورا چشام سیاهی میرفت و ... کسایی که دارین این کامنت رو میخونین تو رو خدا سمتش نرین من با خود ارضایی مرگ تدریجی رو تجربه کردم و حالا با ترکش تولد دوباره رو تجربه میکنم.شکرخدا 2 ساله که پاکم فقط کافیه اراده کنین که دیگه انجامش ندین بقیه شو خدا حل میکنه باور کنین جدی میگم موفق باشین.
حسین 69
چهارشنبه 24 اردیبهشت 1393 17:02
شروع کردم
*راه های ترک*
دوشنبه 22 اردیبهشت 1393 10:58
سلام...
می خوام درباره ی یه راه دیگه باهاتون صحبت کنم..
باید اینو در ذهنتون حک کنید که ساعاتی که در ترک هستید چندین برابر حساب می شن...جوری یه خودتون تلقین کنید که انگار همه شما را به عنوان فردی که مهارت در مبارزه با نفس دارد بشناسن..مثلا اگر پسرید با پرهیز از گوش دادن به خواننده ی زن،پرهیز از نگاه به نامحرم در بیرون،به بقیه نشون بدید که مقیدید،از طعنه ی دوستان نترسید و از طرد شدن هم نهراسید!مطمئن باشید این ترس ها رو شیطان برای منصرف کردنتون در دل ایجاد می کنه...مطمئن باشید که خدا خیلی خوش قولتره!و نمیذاره پیش بقیه خوار و ذلیل شیم ...بعدش می بینید که چقدر حتی عزتتون بیشتر می شه...عفت کلام هم خیلی موثره...در نهایت،خودتون رو چجوری تصور می کنید؟مثلا قوی در فلان کار یا ضعیف در فلان صفت و ...
باید که دیدتون رو نسبت به خودتون هم درست کنید،درستش چیه؟اینه که وقتی اسمتون میاد خودتون یاد یه آدم قوی در ارتباطات،محکم در برابر وسوسه ی شیطان،آدمی موفق در درس یا کار و آدمی که خودشو در برابر خدا هیچ می دونه بیفتید...این تصور هر چی با عمل بیشتر همراه شه بیشتر و سریع تر به ثمر می شینه....امید دارم که"نماز اول وقت"رو که در نظر قبلی مهمترین و مهمترین و مهمترین عامل معرفی کردم فراموش نکید،همه ی این حرف ها به خاطر اقامه "نماز اول وقت"است....
*راه های ترک*
دوشنبه 22 اردیبهشت 1393 10:43
سلام..
من می خوام یه دستورالعمل بگم که احساس می کنم می تونه خیلی کارآمد باشه:ما اگر بتونیم خودمون رو ارزیابی کنیم،به راحتی می توانیم شر این گناه رو کم کنیم..چطوری؟خیلی ساده است،یک برگه بردارید و بعد روش یک محور بکشید،بعد هم محور افقی اونو به فواصل 30 دقیقه ای تقسیم کنید..مثلا از ساعت 6 صبح که برای نماز و کار بیدار می شید تا 12 شب که می خوابید...محور عمودی رو هم به سه قسمت تقسیم کنید،اولی:احساس وسوسه هست،دومی:وسوسه شدید است و سومی:وسوسه خیلی شدید است..بعد نقطه گذاری کنید و نقاط رو به هم وصل کنید....سر آخر متوجه می شوید که چند ساعت و چقدر وسوسه شدید و به عبارتی خودتون رو ارزیابی کردید...
مورد بعدی..مهمترین مهمترین و باز مهمترین کار برای موفقیت در این امر"نماز اول وقت"هست...من این رو به تجربه بیان می کنم....نمازتون رو در هر شرایطی اول وقت بخونید حتی اگر در فکر خ.ا هستید و یا حتی اگر در حال انجام اون هستید تا صدای اذان رو شنیدید نماز رو بخونید...این خیلی می تونه کمک کنه...اثرش رو خودتون بعدش خواهید دید...
سرآخر...ناامید نشید...فکر خودکشی و این چرت و پرت ها رو هم از سرتون بیرون کنید...خدا همیشه با ماست و مطمئنا اگر حرکت کنیم اون برکت می ده....
عبدالمتین
یکشنبه 21 اردیبهشت 1393 17:33
با عرض سلام و خسته نباشید به مدیر عزیز سایت... میخواستم یه تشکر ویژه کنم از مدیر سایت چون واقعا حس خوبی بهم میگه که از این لحظه به بعد میتونم ترک کنم...و بگم دوستان هیچ وقت شیطان رو دست کم نگیرید که بدترین بلاها رو به سرتون میاره و از کوچکترین چیز ها برای گمراهیتون استفاده میکنه...زیاد حرف نزنم...خواستم پیشنهاد کنم هر وقت توی خونه تنهایین برین پای کامپیوتر و قرآن رو گوش کنین که آرامش خاصی داره...ممنون...
خداوند بخشنده و مهربان هممون رو ببخشه و حفظمون کنه...
آمــــــــــیــــــــــن...
من .....هنوزم میتونم خوب باشم
شنبه 20 اردیبهشت 1393 16:53
چرا نیستید....
سلام
من .....هنوزم میتونم خوب باشم
جمعه 19 اردیبهشت 1393 11:57
رووز دوازدهمممممم
من .....هنوزم میتونم خوب باشم
پنجشنبه 18 اردیبهشت 1393 21:17
یازده رووووووووزززززز با قدرت.......الحمدلله....
sf666
پنجشنبه 18 اردیبهشت 1393 19:38
منم از همین حالا ساعت 8 شب تصمیم میگیرم که با سلاح ایمان به جنگ اید غول پلید استمنا برم!!!
برام دعا کنید
مهاجر
پنجشنبه 18 اردیبهشت 1393 09:02
سلام
به همه یارای امام زمان به کسایی که تونبرد با نفسشون هستند
من 17روز پااااااااااااااااااااک بودم
ولی دیروز صدای نحس شیطون رو شنیدم وگولم زد....ولی امروز تصمیم گرفتم دیگه گولشو نخورم دلم برای خدای مهربونم خیییییییییییییییییییییییییییییییییییلی تنگ شده میخواهم به خدایم لبیکی بگویم که پایانش شهادت باشد برام دعا کنید

احمد
پنجشنبه 18 اردیبهشت 1393 01:00
الان روز 15 پاکیم جشن گرفتم مواظب نفستون باشید کوچیک شما داش احمد
با اراده
پنجشنبه 18 اردیبهشت 1393 00:06
سلام دوستان.هر وقت وسوسه شدین ذکر (یا الله یا رحمان یا رحیم یا مقلب القوب و الابصار ثبت قلوبی علی دینک) رو بگین تاثیر خیلی خوبی تو دور کردن شیطان و این وسوسه ها داره.موفق باشین.
من .....هنوزم میتونم خوب باشم
چهارشنبه 17 اردیبهشت 1393 22:51
اقا رضا این خیلی عجیبه...کامنت امروزم همونی بود که نوشتم,ده روزه و اینا...این کامنتو تو کتابخونه واستون نوشتم چون مامانم تا ساعت شش دانشگاه بود و من تنها بودم رفتم کتابخونه که یاد شما افتادم گفتم بذار راستشو بگم که هیچ,حسی,واسه ترک ندارم و دیروز صد هزار بار فکر گناه بودم کامنت و نوشتم و شروع ب درس خوندن کردم ساعت یک و نیم رفتم نماز خوندم و دیدم اصلا حس درس خوندن نیست گفتم برم پارک بانوان که یکم هوا بخورم,هم اینکه نرم خونه که,تنها باشم ایستگاه مصلا بخاطر نمایشگاه کتاب انقد شلوغ بود که نشد پیاده شم حسم نداشتم برگردم..گفتم چیکار کنم یوهو با خودم گفتم برم امام زاده صالح...قربون اسمشون..با بغض رفتم انقد گریه کردم انقد گریه کردم از رو سیاهی خودم شرمنده بودم جالبش ایمجا بود هرکی رد میشد میگفت دخترم دلت شکستس,,,تو پاکی ما رو هم دعا کن اینو که میگفتن گریم شدید تر میشد...خلاصه که پشیمونم از اینکه گفتم متنفر نیستم خیلیم هستم
من .....هنوزم میتونم خوب باشم
چهارشنبه 17 اردیبهشت 1393 22:41
از خواندن این نوشته فریدون مشیری سرمست می شوید!

یاد من باشد فردا دم صبح
جور دیگر باشم
بد نگویم به هوا، آب ، زمین
مهربان باشم، با مردم شهر
و فراموش کنم، هر چه گذشت
خانه ی دل، بتکانم ازغم
و به دستمالی از جنس گذشت ،
بزدایم دیگر،تار کدورت، از دل
مشت را باز کنم، تا که دستی گردد
و به لبخندی خوش
دست در دست زمان بگذارم
یاد من باشد فردا دم صبح
به نسیم از سر صدق، سلامی بدهم
و به انگشت نخی خواهم بست
تا فراموش، نگردد فردا
زندگی شیرین است، زندگی باید کرد
گرچه دیر است ولی
کاسه ای آب به پشت سر لبخند بریزم ،شاید
به سلامت ز سفر برگردد
بذر امید بکارم، در دل
لحظه را در یابم
من به بازار محبت بروم فردا صبح
مهربانی خودم، عرضه کنم
یک بغل عشق از آنجا بخرم
یاد من باشد فردا حتما
به سلامی، دل همسایه ی خود شاد کنم
بگذرم از سر تقصیر رفیق ، بنشینم دم در
چشم بر کوچه بدوزم با شوق
تا که شاید برسد همسفری ، ببرد این دل مارا با خود
و بدانم دیگر قهر هم چیز بدیست
یاد من باشد فردا حتما
باور این را بکنم، که دگر فرصت نیست
و بدانم که اگر دیر کنم ،مهلتی نیست مرا
و بدانم که شبی خواهم رفت
و شبی هست، که نیست، پس از آن فردایی
من,,,هنوزم میتونم پاک باشم
چهارشنبه 17 اردیبهشت 1393 10:43
امروز روز دهم...اما انگار تمام انگیزم رفته...من هنوز از این گناه متنفر نیستم نمیدونم چرا....فقط خدا کمکم کنه من به امام زمان قول دادم
من,,,هنوزم میتونم پاک باشم
سه شنبه 16 اردیبهشت 1393 23:31
سلام امروز...روز نهم....اما نه با قدرت...اقا رضا..من نمیتونم تنها باشم...مثلا امروز شک ندارم اگه یه لحظه مامانم دیرتر رسیده بود صد در صد من بدبخت شده بودم الان میومدم میگفتم دوباره باید از دوباره توبه کنم..اما خدارو شکر هیچ اتفاقی نیوفتاد اما این که نشد زندگی,,,اه ادم انقد ضعیف که باید از خودشم فرار کنه...یعنی چی...مگه من اراده ندارم...نه ندارم
پاسخ رضا ... : سلام
باید خودسازی کرد ...
بهترین دکتر شما ، خودتون هستید ، اگر شما خودتون رو مداوا نکنید ، هیچ کسی نمیتونه کمکی کنه شما رو ...
شما هنوزم میتونید پاک باشید ...
Ali H
سه شنبه 16 اردیبهشت 1393 18:52
سلام متاسفانه بعد از ۱ماه امروز خود ارضایی کردم خاستم
درس بخونم در اتاق رو بستم نیت بدی هم نداشتم یهو خود ارضایی فکرم رو مشغول کرد از این به بعد تصمیم گرفتم درس نخونم
Godlover(همون یامهدی عج)
سه شنبه 16 اردیبهشت 1393 13:34
سلام و درود به همه دوستان گلم...
خیلی خوشحالم که بچه ها به لطف خداوند و ائمه گرانقدر اسلام وبا مساعدت های خالصانه دوست عزیز و پاکدامنمون آقا رضای گل و و همچنین با اتکا به اراده قویشون توبه کردن و رهرو راه راست شدن، حق یارو یاورتون باشه
بیایید همه در پیشگاه خداوند تعهد بدیم که دیگه بهش خیانت نکنیم...
در پناه حق...
پاسخ رضا ... : سلام
بیایید همه در پیشگاه خداوند تعهد بدیم که دیگه در حقش نامردی نکنیم...
پسر اردیبهشت
سه شنبه 16 اردیبهشت 1393 11:23
بسم الله الرحمن الرحیم
من قبل از سال 93 قرار گذاشتم دیگه نرم سراغش
اما نشد من روز 4 فروردینن
دوباره 5 ام
ایخدااا
در فکر خود ارضایی هام بودم که گند زدم تو قولم...
یهویی خبر دادن فامیلمون مردهه :(
آب یخی ریخت قشنگ رو سرم
تشیع جنازش رفتم داشتن دفنش میکردن من فقط و فقط توبه میکردم زار میزدم خدایا غلط کردم عاقبتمم اینه. من ذلیلم و...
جالبه هوا تاریک شد ما داشتیم جنازه رو دفن میکردیم تو اوج خفقان احساس میکردم ک دارم میمیرم از شدت خجالت
خیلی رو من تاثیر گذشت اونروز
من اونشب سر قبرش مات و مبهوت بودم .
رفتم سر قبر شهید محلمون اشک ریختم
توبه کردم
مردونه ‍‍!!!
واستادم پاش گفتم تا روز تولدم که اردیبهشت هست دیگه این گناهو تکرار نمی کنم
الان دققیقا 40 روزه شدم
خداوند سبحان رو شکر میکنم
من پاک شدم
تو این مدت 40 روز تحریک میشدم اما خدا شاهده میدیدم که من این همه راهو رفتم حیف خودمو خراب کنم .من ارادم قوی بود .خدا هم کمکم کرد .
خوشحالم الان دعاتون میکنم مثل من نشه داستان ترکتون اما خدا دستونو میگیره به شرطی که مردونه نماز بخونین و
اخرش بگیدخدادستمو بگیر ....
شهادت حضرت زهرا (س)منو متحول کرد روحم فداش .توسل کنید .خدابا ماست .ما خیلی عزیزیم اگه برگردیم....
خیلی خوشحالم انگار برگشتم به دنیای خودم .
شکررر
شکر
لعنت به وسواس الخناس
پاسخ رضا ... : ما خیلی عزیزیم اگه برگردیم....
خیلی خوشحالم انگار برگشتم به دنیای خودم .
شکررر
-- ایرانی--
سه شنبه 16 اردیبهشت 1393 10:55
بازم سلام
این لینک چنتا تلاوت قرآن خیلی زیباست اگه تونستید حتما دانلود کنید خیلی آدمو آروم میکنه( تلاوت استاد محمود شحات انور)
http://www.aparat.com/v/6TBYv
http://www.aparat.com/v/9Xa4p
http://www.aparat.com/v/8hqfV
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.




نمایش نظرات 1 تا 30