حتما حرفهای بقیه گرفتاران خودارضایی را در قسمت نظرات پست ها بخوانید ، در ضمن علاوه بر صفحه اول این وبلاگ ، پست های دیگری ، در صفحات دیگه این وبلاگ هم وجود داره که در انتهای وبلاگ می توانید آن صفحات را انتخاب کنید NoEstemna
خبرنامه این وبلاگ

ایمیل خودتون رو وارد کنید

پس از کلیک روی ثبت ، وارد صفحه جدیدی می شوید که باید عبارت روی تصویر رو در محل موردنظر بنویسید و دکمه مقابلش را کلیک کنید ، بلافاصله پیامی به ایمیلتون ارسال میشه ، بروید در ایمیلتون و روی لینک داخل پیام کلیک کنید تا تایید بشه ، به همین راحتی کار تمام میشه و از این به بعد از آپدیت و انتشار پست های جدید این وبلاگ ، از طریق ایمیلتان مطلع می شوید و همیشه این وبلاگ در خاطرتان می ماند



نویسنده :رضا ...
تاریخ:پنجشنبه 11 اردیبهشت 1393-17:00

زیر هر یا رب تو ، لبیک هاست ...

بعضی اوقات ، اینقدر دلت میگیره ، اینقدر فشار مشکلات  رو دوشت زیاد میشه ، که دیگه نفس کشیدن برات سخت میشه !!!

بعضی اوقات ، احساس میکنی نزدیکترین کسان زندگی ات ، داره رنجت میدن ، دیگه اونوقت نمیدونی برای درد ودل کردن پیش کی پناه ببری ، دیگه کسی نمونده ؟؟؟

بعضی اوقات ، اینقدر فشار زندگی زیاد میشه ، که میری تو یه اتاق و درب رو می بندی و یه گوشه در خلوت ، زار و زار گریه میکنی ، طوریکه کسی صداتو نشنوه ، اینگار خانواده ات هم نامحرمند ! گریه میکنی ، شاید که سبک بشی و کمی از دردها و رنج هات کم بشه ...

تو اون لحظات که بغض گلوت رو گرفته و نای هیچ حرف زدنی رو نداری ، ناخودآگاه ...

دهانت باز میشه ، اینگار میخاد چیزی بگه ؟..

تو همون حال و هوای گریه کردن و بغض ، تو اون لحظاتی که کم آوردی و طاقت و امید  ادامه زندگی رو نداری ، یه حرفی رو زبانت جاری میشه ، تو نمیخای اون حرفو بزنی ، اما زبانت ، خودش اون کلمه رو میگه ، یه حرف و صدایی به این مضمون :

خدا ، خدااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا ، خدااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا ، خدا به دادم برس ...

حتما خودتون تجربه کردید ، به ولله قسم ، این یک پیام از غیبه ، خدا با صدا و زبان تو ، داره جوابتو میده ...

اگه یه روزی ، تمام دوست و آشنایت ، حتی اعضای خانواده ات ، تو رو از خودشون دور کردند و خواسته یا ناخواسته ، سوهان روحت شدند ، تو اون لحظاتی که هیچکس ، حتی پدر و مادرت ، نمیتونند تو رو آرامش بدهند و کمکت کنند ، اون لحظات غربت و تنهایی ، یکی هست که داره نگاهت میکنه ، تو رو فراموش نکرده و به حرفت گوش میده ؟؟؟

میگه : بنده ام ، هر زمان که ، در مشکل و سختی و گرفتاری میفتی ، فقط من هستم که درد ودلت رو گوش میدم و با اون خدایی که رو لبهات جاری میشه ، بهت پیغام میدم که داره حرفاتو گوش میدم ...

در پایان ، حتما این ماجرای عجیب و آموزنده رو بخون :

شخصی بود که نیمه های شب بلند می شد و در تاریکی و تنهایی ،  دعا و نیایش می کرد و با سوز و گداز خاصی " الله الله " می گفت ، مدت ها او به چنیین توفیقی دست یافته بود تا اینکه ، شیطان از حال آن مرد خدا ، بسیار عصبانی شد ، در کمین او قرار گرفت تا او را فریب دهد ، سرانجام در قلب او القا کرد که : " ای بینوا ! چرا اینقدر الله الله می کنی ؟ دعای تو به استجابت نمی رسد ، به این دلیل که ، مدت ها خدا رو صدا میزدی ، ولی حتی یک بار به تو لبیک و جوابی نگفته است ! "

همین القاء شیطان قلب او را شکست و مایوسانه می گفت : واقعا چه فایده ؟ هر چه دعا می کنم ، نتیجه بخش نیست ، با همین حال و دل شکسته و روح افسرده خوابید و در عالم خواب ، حضرت خضر (ع) به او گفت : چرا اینگونه مایوس و افسرده ای ؟ چرا راز ونیاز و نیایش با خدای خود را ترک کردی و پشیمان و نا امید ، از مناجات خدا کنار کشیده ای ؟ او در پاسخ گفت : " زیرا از در خانه خدا رانده شده ام و فهمیده ام که این در ، به روی من بسته است ، از این رو نا امید شده ام "

حضرت خضر (ع) به او فرمود : ای نیایشگر بینوا ! خداوند به من الهام کرد که به تو بگویم : تو خیال می کنی جواب خدا را باید از در و دیوار بشنوی ؟ همین که : الله الله می گویی ، دلیل آن است که جذبه الهی ، تو را به سوی خودش کشیده و از جانب خدا ، کشتی به سراغ تو آمده و همین جذبه ، لبیک خدا به تو است ، چرا درست نمی اندیشی ؟

               نی ، که آن الله تو ، لبیک ماست                       آن نیاز و سوز و دردت ، پیک ماست

               ترس و عشق تو ، کمند لطف ماست                   زیر هر یا رب تو ، لبیک هاست

[ قسمت نظرات رو حتما بخونید و شما هم حتما ، نظر بگذارید ، منتظر نظراتتون هستم ... ]





دنبالک ها: ˙·▪•● ترک خودارضایی ●•▪·˙ 

سه شنبه 18 فروردین 1394 14:24
من میتونم دوباره خوب باشم. خدا به من عقل داده ، شعور داده ، اختیار داده، مگه من اسیر شیطونم كه هر چی گفت قبول كنم ، مگه من اختیار ندارم كه هرچی شیطون گفتو انجام بدم.
توصیه میكنم حداقل هفته ای یكبار از خونه بزنید بیرون و فكر كنید ، مثلا برید كتابخونه كه چشمتون به نامحرم نیفته و وسوسه هم نشید . من خودم هر وقت فرصت داشته باشم اینكارو میكنم و با خودم یا خدا حرف میزنم و درباره كارهایی كه
كردم فكر میكنم . مث همین حرف هایی كه اول گفتم .
به نظر خودم تاثیر داره.
یه بار كه این كارو كردم و با خود كلی حرف زدم تونستم 8 روز پاك بمونم.
امروز روز چهارم تركمه،برام دعاكنید
یازهرا
سه شنبه 5 اسفند 1393 19:26
یکسال صبر...دوسالل...پنج سال....هشت سال.....تا کی مگه گناهم چی بوده که انسان شدمو به این دنیا اومدم...گناه کسی که دوست داره ازدواج کنه و سنت رسول خدا رو اجرا کنه و یه همسر پاکدامن باشه چیه ؟که نمیشه نمیشه و خدا نمیخواد....تا کی دعا خواستن...این روحی که تشنه ست و دست خودش نیست به کدامین گناه داره ذره ذره نابود میشه؟روانی میشه؟به کدوم گناا واقعا؟به کدوم؟این احساسات خارج از تحمله تحملش...اون خدایی که میگه به ای ذنب قتلت....چرا داره نگاهمون میکنه تا روحمون کشته بشه؟به چه قیمیتی داره مارو امتحان میکنه؟
من عاشق خداام شکرگزارشم.. بابت همه نعمت هاش سپاسگزارم...ولی واقعا این واسم سواله....حاضرم الان جنگ بود میرفتم در راه خدا کشته میشدم...بهتره ....
مقصر
شنبه 31 خرداد 1393 19:04
تقصیر تقصیر تقصیر
بندگی جز این نیست.
گناه با تقصیر خیلی بهتر از ثواب همراه عجبه.
یکشنبه 28 اردیبهشت 1393 00:33
با سلام.خیلی اتفاقی به این وبلاگ اومدم..من هم در زمان نوجوانی گرفتار این گناه بودم والبته بلایی بزرگتر که به خاطر این گناه دچارش شدم یعنی وسواس فکری...5 ساله توبه کردم اما وسواس فکری هنوز با منه....برای همه شما آرزوی عاقبت به خیری می کنم.خدایا اگر قرار است زندگی ما مرتع شیطان شود آن را از ما بگیر...امام سجاد علیه السلام
سید محمد
جمعه 19 اردیبهشت 1393 23:59
فریاد که در رهگذر آدم خاکی
بسی دانه فشاندند بسی دام تنیدند
همت طلب از باطن پیران سحر خیز
زیرا که یکی را ز دو عالم طلبیدند

با تشکر از مطالب خوبتون
مسعود
جمعه 19 اردیبهشت 1393 15:46
سلام.اغا رضا،اومدم اینجا بگم ک
من شرمنده خدام،شرمنده...
بعد از اینکه با کمکش یه بحران تو زندگیمو پشت سر گذاشتم
و هزار تا قول دادم ک دیگه اینکارو نمیکنم و از این ب بعد نماز میخونم ولی نشد ک نشد.امروز باز ب گناه افتادم.
میدونم ک علت اصلیش نماز نخوندنه.هر وخت میخوام نماز بخونم این شیطان لعنتی بهم تلقین میکنه ک بزار بعدا میخونی
و بعدش هم وخت میگزره و انگیزم نسبت ب خوندن نماز کم میشه.ب خدا خیلی شرمندشم.میدونم ک کمکم میکنه.
التماس دعا
شهیدان
جمعه 19 اردیبهشت 1393 09:48
آقا اضطراب بازی با جونم می کنه
انتظار داره دونم می کنه
آرزومه ببینم مادرتو
واسه نوکری نشونم می کنه
مولا ،قلب من خط معکوس می زنه
لحظه هام،ثانیه هام یار نمی شن
مولا نه کلافی ،نه طلایی تو بساط ،واسه یوسف اینا بازار نمی شن
مولا ،فاصله حبس منو شما شده
فاصله حس من وشما شده
فاصله رمز منو شما شده
فاصله افتاده بین منو تو
فاصله تقدیر منو شما شده
آخ... الهی بشکن پای فاصله که جوونی منمو ازم گرفت
چقدر بهت بگم بسته دیگه چقدر بهت بگم دلم گرفت
دوست دارم، پر بکشم از این قفس دوست دارم جون بگیرم زیر نگات
یه نگاه مهربونت مال من همه دار ونداره من فدات
آقا تو حضور تو منم که غائبم
تو کلاس عشق تو جا می زنم
هی میگم یه روز منم عاشق می شم
هی می گم دل به دریا می زنم
مولا ،آسمونم بی تو سوت وکور شده
بی تو این زمین چقد صبور شده
دستمو هی روی دستم می زنم دل من بدجوری از تو دور شده

دل من بدجوری از تو دور شده

دل من بدجوری از تو دور شده

دل من بدجوری از تو دور شده


سرباز آینده مهدی(عج)
دوشنبه 15 اردیبهشت 1393 11:46
کدومهاش رو بخونم چون من امسال فرصت کمی دارم چون کنکوری ام...
پاسخ رضا ... : پست های پرطرفدار وبلاگو ، از ستون سمت راست وبلاگ انتخابشون کن ...
من...هنوزم میتونم خوب باشم
یکشنبه 14 اردیبهشت 1393 00:47
خدایا..به ایه ایه ی قران قسمت میدم تو این شبهای سخت تنهایی ما رو لحظه ای به حال خودمون رها نکن...
خدایا...ابروی همه ی ما رو حفظ کن..به حرمت ترک گناه کبیره ی خود
خدایا...تنها تکیه گاهم تو هستی لحظه ای تنهایم نگذار....
یارب نظر تو برنگردد.....
شنبه 13 اردیبهشت 1393 13:21
انسان ها تنها می مانند،
چون به جای پل، غالبا دیوار می سازند.
بازم عهدمو با خدا و امام زمانم شکستم.خدایا دیگه حتی رووم نمیشه ازت درخواست بخشش کنم.حتی رووم نمیشه باهات صحبت کنم.من چند وقتی پاک بود.نگاهمو کنترل میکردم.افکارمو کنترل میکردم.تا دانشگاه معمولا پیاده میرم و توو راه چشممو نگاهشو کنترل میکردم.ولی امروز به دوتا موضوع پی بردم:1- اینکه توو سوره ناس اومده: من شرّ الوسواس خنّاس واقعا دائما شیطان حمله میکنه تا یه جا تورو زمین بزنه.امروز رفتم دانشگاه و برگشتم حتی یه نگاه نکردم.موقع که داشتم زنگ خونمون رو میزدم که یه خانمی اومد رد شد.من نگاهم افتاد بهش و دیگه نتونستم ازش چشم بردارم.2- وقتی پیامبر می فرماید: نگاه به نامحرم تیری زهر آلود از جانب شیطان است واقعا این کلام الهیه.شما به یه نفر تیر زهرآگین بزنی احتمال خیلی کم زنده میمونه.وقتی ما هم به نامحرم نگاه میکنیم واقعا شیطان تیر زهرآگینشو بهمون میزنه و احتمال خیلی کم بتونیم بعدش پاک بمونیم.دقیقا امروز من نگاه کردمو بعد از مدت ها پاک بودن عدشکنی کردم.خدایا منو عفو کن.
پاسخ رضا ... : امیدوارم از اشتباهت درس بگیری ...
زهره
شنبه 13 اردیبهشت 1393 13:03
سلام.خیلی تحت تاثیر قرار گرفتم. روزی از روزا منم آلوده به این گناه بودم اما الان به مدت 7 ساله ترک کردم. راه ترک این گناه اینه که فقط از خدا کمک بخواهین و از شرایط و محیطی که تحریک آمیزه دوری کنین. یه چیزی بگم شاید باور نکنین من بعد از اینکه اراده کردم این گناه رو ترک کنم. خدا اونقدر شیرینی ترک این گناه به من چشونده که قابل وصف نیست. درسته بعد ترک خیلی مورد امتحان قرار گرفتم اما با اون امتحانها آدم شدم . الان خیلی سبک و آرومم.وتمام وجودم خداست بعضی وقتا اونقدر بهم نزدیکه که نفساشو حس میکنم.به عنوان یک خواهر توصیه میکنم اگر آلوده به گناهم باشین هیچ وقت نماز رو ترک نکنین.هر روز استغفار کنین و همچنین سعی کنین نماز شب بخونین اونقدر لذت بخشه که قابل وصف نیست.از ته دل میخام خدا همه جونارو عاقبت بخیر بکنه.
پاسخ رضا ... : سلام
اگه میشه تجربیاتتون و راه و رمز موفقیتون برای این 7 سال پاکی رو در نظری دیگه بنویسید تا همه استفاده کنند ...
من,,,هنوزم میتونم خوب باشم
جمعه 12 اردیبهشت 1393 20:52
ممنون اقا رضا جوابمو پیدا کردم....گفتم پنج روزه پاکم....گفتم..عب نداره بازم میگم....بچه هاااا حس خوبیه..
saba
جمعه 12 اردیبهشت 1393 20:20
بعضی اوقات ، اینقدر دلت میگیره ، اینقدر فشار مشکلات رو دوشت زیاد میشه ، که دیگه نفس کشیدن برات سخت میشه !!!

بعضی اوقات ، احساس میکنی نزدیکترین کسان زندگی ات ، داره رنجت میدن ، دیگه اونوقت نمیدونی برای درد ودل کردن پیش کی پناه ببری ، دیگه کسی نمونده .....

لحظه لحظه شو با تمام وجودم حس کردم...
خیلی جاها کم آوردم ولی خودش به دادم رسید...
پاسخ رضا ... : خدایا کمکمان کن وقتی نمک را می خوریم ، نمکدان رو نشکونیم !
محمد
جمعه 12 اردیبهشت 1393 19:24
سلام من از وقتی که مطالبتون رو خوندم تصمیم به ترک خود ارضایی کردم بار اول 8روز تحمل کردم برا بار دوم 14روز .دوباره روز هام از صفر شروع شده .از خدا میخوام به حق این ماه عزیز کمکم کنه دیگه دست به این کار نزنم .
پاسخ رضا ... : سلام
موفق باشید
جمعه 12 اردیبهشت 1393 18:07
سلام
دیشب کلی گریه کردم.شب آرزوها بود.باورم نمیشه.اصلا نمیدونم چی شد که یه دفعه رفتم سمت مسجد.داشتم به خاطر یه کاری از مسجد رد میشدم که یه دفعه یه حسی.یه ندایی بهم گفت برم مسجد.واقعا حس خوبی بهم دست داد نماز مغربو عشارو جماعت خوندم نماز لیله الرغایب هم خوندم.به خدا از ته دلم حس کردم که خدا بهم گفت حاجتتو از من بخوا.داش رضا دیگه میخوام پاک باشم.یا علی.
روز سوم
پاسخ رضا ... : سلام
هیچ وقت از دوستی با خدا پشیمون نمیشید
من,,,هنوزم میتونم خوب باشم
جمعه 12 اردیبهشت 1393 15:41
تنها باشی و گناه نکنی یعنی حضور عاشقانه ی خداوند...میدونم روزای سختی در راهه و تازه اول راهم اما اینم میدونم که خدایی دارم بی همتا که ابراهیم را از کوه اتش و یوسف را از قعر چاه و یونس را از شکم ماهی نجات داد پس فقط و فقط توکل به اسم اعظم خداوند....بسم الله الرحمن الرحیم....پنج روز پاک بودن برای من که بیشترین رکوردم یک روز و دوساعت بود.....خدایا فقط بخاطر تو اومدم...ناامیدم نکن..
پسر خوب بد شد
جمعه 12 اردیبهشت 1393 02:59
منم دیگه این کار کثیف رو نمیخوام بکنم ففط نمیدونم چرا هر وقت میخوام برم توبه کنم یه حسی میگه بذار بعدا ....
الانم منتظر یه فرصت خوبم ....
پاسخ رضا ... : شیطان بغل دستت نشسته ...
جمعه 12 اردیبهشت 1393 02:21
یاس


خدایا به حق این شب و این ماه همه رو عاقبت بخیر کن...


نمى دونم چرا با خوندن این پست و نظرات بغضم ترکید... همه ى غصه ى دنیا آوار شد رو دلم...


خدایا من دیگه نمى خوام به گذشته برگردم

خدایا منو به حال خودم رها نکن..


دعام کنین ... محتاج آرامشم.....
پاسخ رضا ... : دعا می کنم هیچ وقت به گذشته بر نگردید ...
گذشته گذشت و تموم شد ، فقط باید از گذشته درس گرفت ...
مطمئنم خدا از شما خشنوده ...
من,,,هنوزم میتونم خوب باشم
جمعه 12 اردیبهشت 1393 00:41
سلام خدای ستارالعیوبم...سلام خدای غفارالذنوبم سلام اقا رضا..سلام همه ی دوستان
من اومدم اینجا حرفامو به خدا بگم...الان نماز شب لیله الرغایب خوندم خیلی از این که خدا اجازه داد این نمازو بخونم خوشحالم اما از یه چیز شرمنده ام...بخدا از شرمندگی سر نماز گریه میکردم میدونید چی من رکعت هشتم یعنی نماز چهارم زانوهام توان ایستادن نداشت ببینید این گناه چی بر سر ما اورده که نمیتونیم درست و حسابی خدامونو عبادت کنیم...بچه ها تو رو به این ماه عزیز قسمتون میدم نذارید بیشتر از این شرمنده خدا شیم بذارید وقتی جلو خدا می ایستیم خدا بهمون افتخار کنه...من این بار ترک میکنم نه بخاطر اینکه خدا شوهر خوب نصیبم کنه..نه بخاطر گشایش رزق و روزی نه به خاطر سلامت جسمم..من ترک میکنم فقط واسه افتخار اوستا کریم...میخوام ماه رمضون روسفید برم سر سفره ی رمضان بشینم..الهی امین...همتونو دعا کردم اگه لیاقت داشته باشم اقا رضا شما رو مخصوص دعا کردم..الهی که خدا مشکلاتتو حل کنه و همیشه سلامت و عاقبت به خیر باشی.
به لطف خدا..همچنان چهار روز پاک
پاسخ رضا ... : سلام
خیلی خوشحال شدم که دعایم کردید ...
انشاالله همیشه در آرامش باشید و سالم و خوشبخت ...
دختر پاک
پنجشنبه 11 اردیبهشت 1393 22:32
سلام .
واقعا حرفایی بود که من احتیاج به شنیدنش داشتم .این 10 روز بدترین روزای زندگیم بود که حتی خانوادمم مث دشمن می دیدم و تنها بودم .حقیقتا 4 روز بود نمازمو ترک کرده بودم اما باز برگشتم .به خودم یه فرصت دیگه دادم تا بتونم بنده خوب خدا باشم.
پاسخ رضا ... : سلام
راه رسیدن آرامش در ترک گناهه ...
sajad
پنجشنبه 11 اردیبهشت 1393 22:28
سلام داش رضا
امشب شب آرزو هاست
خدایا...
دعا میکنم هر کی مبتلا به این گناهه هر چه زود تر بتونه بزارتش کنار
خدایا هوای همه رو داشته باش
خدایا ضهور آقا امام زمان رو نزدیک بفرما
خدایا به همین شب عزیز هر کی که دستش خالیه،کسی رو نداره،بیماره، دستشو بگیر کمکش کن
خدایا از سر همه تقسیراتموت بگذر
خدایا...
الهی آمین
یاعلی
پاسخ رضا ... : سلام
الهی آمین ...
alone, like god
پنجشنبه 11 اردیبهشت 1393 21:44
بعد از 25 روز ترک بعد از این همه زحمت. یعنی واقعا حق من اینه. دوباره مرتکب این گناه بزرگ شدم. تمام زندگیم سیاه شده . دارم میسوزم.
خدایا چرا منو نمی خوای؟
مگه من چیم از بنده های دیگه کمتره؟
من لیاقت بندگیتو ندارم ؟
هیچ روحیه و توانی دیگه برام نمونده.
ازتون التماس میکنم برام دعا کنید. وعضم خیلی خرابه.
پاسخ رضا ... : مقصر خودتی ...
همانطور که اون 25 روز پاکی رو مدیون خودت هستی
پنجشنبه 11 اردیبهشت 1393 21:17
آقا رضا از همه چی بریدم .فک نکنم دیگه خدا هم نگام کنه.از خودم متنفرم.خیلی خیلی متنفرم.یا اینکارو تموم میکنم یا این زندگی رو تموم میکنم.
پاسخ رضا ... : این حس و حال به خاطر گناهه ، به خاطر گناه ...
sajad
پنجشنبه 11 اردیبهشت 1393 18:48
سلام داش رضا خوبی؟
مارو که یادته؟
داداش دیگه سمت نت و کامپیوتر نمیرم فقط کارهای ضروری الانم دیگه وسوسه نمیشم فکرمم کنترل میکنم با نماز خوندن
خیلی ازت ممنونم داش رضا
یاعلی
پاسخ رضا ... : سلام
برام دعا کن رفیق
fateme
پنجشنبه 11 اردیبهشت 1393 18:20
مرسی این حرفات یه جورایی جواب من بود...

خدانگهدار
پاسخ رضا ... : تکرار دوباره یک اشتباه ، دیگر اشتباه نیست ، بلکه انتخاب هست !
شنبه 4 شهریور 1391 11:36
سلام
مطالبت و نوع نگاهت خیلی قشنگ و قابل تامل اند
و من تقریبا همه شون رو خوندم
زیبا و تلنگر زننده اند
فقط یه ایراد کوچولو توی وبلاگت و نوع نگاهت هست که تو ذهن خواننده می زنه (لااقل من) و اون اصرار زیاد تو برای اینه که دیگران نظر بذارن و بخونن مطلبتو، حتی توی کامنتهات برای مطالب دیگران هم این نکته کاملا به چشم می خوره و مقدم شده بر اصل قضیه
این را من نمی پسندم و ببخشین که اینقدر رک می نویسم برات
سعی کن برای خودت و برای خدا بنویسی، اگه مطلب شایسته ای باشه حتما خواننده خودش را هم پیدا می کنه،
اصل را فدای فرع نکن، چون با همه ی زیبایی مطالبت، این نکته خیلی اذیت کننده می شه
...
حافظ وظیفه ی تو دعا گفتن است و بس
در بند آن مباش که نشنید یا شنید
پاسخ رضا ... : سلام ...
ممنون برای نظرتون ...
التماس دعا
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.




شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic