تبلیغات
˙·▪•● ترک خودارضایی ، استمنا ●•▪·˙ - می دونی معنای واقعی ناشکری چیه ؟؟
حتما حرفهای بقیه گرفتاران خودارضایی را در قسمت نظرات پست ها بخوانید ، در ضمن علاوه بر صفحه اول این وبلاگ ، پست های دیگری ، در صفحات دیگه این وبلاگ هم وجود داره که در انتهای وبلاگ می توانید آن صفحات را انتخاب کنید NoEstemna
خبرنامه این وبلاگ

ایمیل خودتون رو وارد کنید

پس از کلیک روی ثبت ، وارد صفحه جدیدی می شوید که باید عبارت روی تصویر رو در محل موردنظر بنویسید و دکمه مقابلش را کلیک کنید ، بلافاصله پیامی به ایمیلتون ارسال میشه ، بروید در ایمیلتون و روی لینک داخل پیام کلیک کنید تا تایید بشه ، به همین راحتی کار تمام میشه و از این به بعد از آپدیت و انتشار پست های جدید این وبلاگ ، از طریق ایمیلتان مطلع می شوید و همیشه این وبلاگ در خاطرتان می ماند



نویسنده :فرهاد
تاریخ:پنجشنبه 5 اردیبهشت 1392-17:52

می دونی معنای واقعی ناشکری چیه ؟؟

می دونی معنای واقعی ناشکری چیه؟ کاری که من و تو داریم انجام می دیم .

هر کدووم از ما توانایی ها و استعدادهای خاصی داریم که باید قدرشونو بدونیم و به خاطرشون شکرگزار خدا باشیم ...حداقل چیزی که ما داریم سلامتی ذهن وجسمه که نعمت خیلی بزرگیه ...

 یه دختربچه تو فامیل ما هست که وقتی به دنیا اومد غده ی هیپوفیزش به طور مادرزادی کم کار بود (غده ی هیپوفیز مسئول ترشح هورمون رشده) این بچه از همون لحظه ای که به دنیا اومد ...

به زور قرص و آمپول و دوا دکترزنده موند الان حدود8سالشه و متاسفانه از نظر جسمی و ذهنی به اندازه ی همسن و سالای خودش رشد نکرده.. باباش می گفت همین الانم ماهانه 700تومن پول دوا دکترشو می دم... باز خدا رو شکر باباش دستش به دهنش می رسه و می تونه پول دوا دکترشو بده ...چند وقت پیش به مناسبت ایام عید اومدن خونه ما ...باور کنین اون شب اگه دو ساعت خونه ی ما موندن  این بچه از اون دو ساعت حدود یه ساعت منو زد...جالبم اینه که بین همه به زدن من علاقه داره ...مشغول حرف زدن با باباش بودم که یه دفعه انگشت کوچیکه دستمو به پشت برگردوند یکی دو ثانیه دیرتر دستمو کشیده بودم انگشتمو شکسته بود ...چیزعجیبی بود گوشمو می کشید نیشگونم می گرفت لگد می زد انگار بچه ی خود بروسلی بود......

تنها حرفی هم که باباهه می گفت این بود که قربونش برم فرهادو دوست داره .

نمی دونم این بچه این همه زورو از کجا میاره.منم هر از گاهی طوری که باباش نفهمه یه نیشگونی ازش می گرفتم ولی آخ نمی گفت انگار دردو حس نمی کرد...خلاصه هر وقت که میان سر می زنن این بچه اون قدر منو می زنه که خسته می شه و خوابش می بره...

دلم خیلی برا این بچه می سوزه... این بچه با توجه به وضعیتی که الان داره در آینده مثه یه آدم عادی نمی تونه زندگی کنه شاید هرگز نتونه تشکیل خانواده بده...باباش می گفت روزی دوتا آمپول بهش می زنم می گفت اگه داروهاشو دیر بدم تشنج می کنه...

خدا اگه سلامتی رو از این بچه گرفته مطمئنا یه جور دیگه واسش جبران می کنه... ولی چیزی رو از من و تو نگرفته ما رو سالم آفریده به ما ذهن و جسم سالم داده.

این بچه  اگه مثه من و تو سالم بود شاید در آینده هرگز خودشو به گناه خود ارضایی آلوده نمی کرد.شاید اگه ذهن سالم من و تو رو داشت اوقات بیکاریش جای اینکه به مسائل غیر اخلاقی فکر کنه به خدا فکر می کرد ، شاید اگه سلامتی من وتو رو داشت بنده ی خیلی بهتری برای خدا می شد .

ما با انجام این کار یه جورایی داریم به خدا دهن کجی می کنیم ...

داریم غیر مستقیم به خدا می گیم خدایا این هدیه (سلامتی ) که به من دادی ارزونی خودت ...

بیا لیاقت داشتن این هدیه رو داشته باشیم ...

بی صبرانه منتظر دیدن نظرت هستم      





دنبالک ها: ˙·▪•● ترک استمنا ، خودارضایی ●•▪·˙ 

ali mohabat
شنبه 18 خرداد 1392 00:58
من17روزه که پاکم اسمم علیه دارم قرانوحفظ میکنم دعاکنیدبرام دیگه سراغ این گناه نرم خواهش میکنم نظرمنم بذارید
صدباربدی کردی ودیدی ثمرش را
خوبی چه بدی داشت که یک بارنکردی همتونو دوس دارم یاحق
پاسخ رضا ... : سلام علی جان ...
برات دعا می کنم رفیق ...
با قدرت راه درستت رو ادامه بده ...
پیمان
جمعه 17 خرداد 1392 02:42
با سلام خدمت تمامیه عزیزانی که در این مجموعه دستی دارند و کمک حاله هم هستن مخصوصا ادمین محترم.
بچه ها ماهاکه اومدیم اینجا یک معتاد هستیم. آره معتاد.
ولی اعتیاد ما فرق می کنه
من که حاله تمام معتادها رو دارم درک میکنم بندگانه خدا میگن نمی شه سخته . اینجا مانند یک کمپه، ولی نه اجباری نه پولی .اینجا خداییه .هر اعتیادی با نام یاد خدا حل می شه من هم خودم یه معتادم که بزرگترین آسیب ها رو به خودم زدم . لغزش لغزش ... و فقط خدا می تواند کمکمان کند.
عید مبعث است یا محمد به حق خودت به حق دخترت زهرا کمکمان کن .نه تنها آبروی خودم رو بردم بلکه آبروی امام زمانمم بردم.آخه شنیدم که وقتی داریم گناه می کنیم امام زمان واسطه ما می شه که خدا ببخشتمان . خاک بر سر من که چه بودم چه شدم .قسم به خدا به اونی که امشب شب مبعثشه ،که وجود امام زمان رو قلباً چشماٌ دیدم ولی قلبم خراب شده بود وگرنه وضعم این نبود. یه جایی رفته بودم کاش تک تک شماها بودید تا می دیدید که امام زمان واسه مهمونش که (من باشم) چه جوری مهمون دار فرستاده بود.. به هوای نفسانیه خودم گوش دادم رفتم طرف شهوتو هوسو خودمو بیچاره کردم .الانم یه بدبختیم که فقط ملت قیافشو می بینه نه پشت پرده رو. ولی امیدم نا امید نشده هنوزم خدا هست همین نزدیکی ها.
امام زمانم هست ولی دلش پر درده ،از دست من که می دونم هستو دست از گناه بر نداشتم.
شرمندم شرمندم به خدا
پاسخ رضا ... : سلام
خدا در قرآن وعده داده با توبه ، همه خطاهای گذشته بخشیده میشه ...
این وعده خداست و خدا هم نعوذبالله هیچ وقت دروغ نمیگه ...
بعدش وقتی خدا ببخشه ، امام زمان هم قطعا بخشیده ...
ستایش
پنجشنبه 16 خرداد 1392 11:24
حدودا از عاشورا ترک کردم تا اول خردادم پاک پاک بودم دیگه نه از افکار بد خبری بود نه از گناه تآ اینکه دوباره یه عکس لعنتی دیدم تو رو خدا برام دعا کنید حس میکنم خدا تردم کرده به نظرتون خدا به منی که عهدمو شکستم نگاه می کنه وای بر من امید وارم بتونم دیگه تکرار نکنم
پاسخ رضا ... : آخرین پستی که در وبلاگ نوشتم ، بخونید :
شما یا مورد 2 یا مورد 3 را رعایت نکردی ، این پست رو حتما بخون ...
http://noestemna.mihanblog.com/post/235
حتما پست بالا رو بخون ...
خدا قطعا شما رو می بخشه ، شما از عاشورا تا اول خرداد این گناهو انجام ندادید ، خدا این روزهای پاکتو فراموش نمی کنه ...
در نماز در سوره حمد می خوانیم :
الرحمان الرحیم ، یعنی خدایی که بخشنده و مهربونه ...
ما همچین خدایی داریم ، از اشتباه گذشته ات درس بگیر و توبه کن و ترک کن برای ابد ...
من مطمئنم شما می توانید ، اگر نمی توانستید ، از عاشورا تا الآن چطور گناه نکردید ، پس می تونید ، فقط باید بعد از یک سال ترک هم ، مثل روز اول ترک رفتار کنید و بی احتیاطی نکنید ...
حتما اون پست رو بخون ...

پوچ
یکشنبه 12 خرداد 1392 11:18
باسلام واحترام به همه این كار موجب عقب افتادگی جووناست باعث میشه به بدن خودشون اهمیت ندن وبه خودشون نرسن وقت واسشون بی ارزش میشه تازه اینا یك هزارم ضررهاشه سعی كنین موقع تحریك شدن نفس های عمیق بكشین دوستون دارم.
پاسخ رضا ... : سلام
خودارضایی جز ضرر هیچی نداره
پوچ
یکشنبه 12 خرداد 1392 11:11
سلام روز سوم
پاسخ رضا ... : سلام
جدیدترین پست نوشته شده در وبلاگو بخون و توصیه هاشو اجرا کن
http://noestemna.mihanblog.com/post/235
یه دختر
چهارشنبه 25 اردیبهشت 1392 11:13
سلام
امروز برای اولین بار اومدم گوگل و در باره خود ارضایی سرچ کردم
اخه دیگه خسته شدم و روم نمیشه از خدا چیزی بخوام
از همه بیشتر از سایت شما خوشم اومد
منم میخوام ترکش کنم
امیدوارم خدا منو ببخشه
اما تو این سایتا یه چیزی خوندم اینکه بعد از خ.ا باید غسل جنابت کنن
من اینو نمیدونستم

این یعنی اینکه همه ی نمازای من باطله؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟



برام دعا کنین
و ازشما هم خیلی ممنونم که همچین سایتی رو باز کردین
پاسخ رضا ... : سلام
بله حتما باید غسل جنابت کنید و در غیر اینصورت باید قضای نمازهات رو به جا بیارید ...
پیشنهاد می کنم در این زمینه از طریق اینترنت یا تلفنی از یک مشاور مذهبی کسب تکلیف کنید ...
خدا یار و یاورتون باشه ...
masoud
پنجشنبه 12 اردیبهشت 1392 05:49
هوالرضا
سلام خدا قوت
مطالبت دلنشین هست
هر چه از دل برآید لاجرم بر دل نشیند
آقا رضا آقا فرهاد منم میتونم نویسنده ی وبلاگ بشم؟؟؟ البته با عرض معذرت
یا الله مددی
پاسخ فرهاد : سلام
رضا مدیر وبلاگه..واسه رضا پیام بذار...
موفق باشی دوست من
مهدی
دوشنبه 9 اردیبهشت 1392 13:37
دوباره سلام unkown بیچاره هم مث منه خدابهمون کمک کنه آقا فرهاد فشارروحی برا کنکور براما کافی نبود این یکی هم اضافه شد دیگه نمیتونم نه اراده دارم نه توان نه امید دارم کم کم از صفحه ی زندگی محو میشم کمکم کمکم کمکم کنید یاعلی اگه میشه به ایمیلم پیام هاتون روبدید من هرروز دارم مبینم ایمیلمو ممنون ام
پاسخ فرهاد : سلام دوست من
من متاسفانه اینترنت ندارم و این مطالبو از ITدانشگاه و یا کافینت مدیریت می کنم....
خیلی خوب بود اگه اینترنت داشتم و با حوصله جواب همه ی شما دوستان رو به ایمیلهاتون ارسال می کردم باور کنین همچین چیزی واسم مقدور نیست...
باید بدونی که درکت می کنم... منم مثه تو دو سه سال پیش تو همین شرایط کنکور دادم واقعا سخته وقتی این کارو انجام میدی انگیزت نابود می شه اراده ت سست می شه حافظه ت دیگه مثه سابق کار نمی کنه کلا خ.ا با درس خوندن در تضاده مادامی که خ.ا می کنی تو درسات پسرفت می کنی....
الان کنکور داری وقت زیادی باقی نمونده نمی گم اگه حداکثر تلاشتو انجام بدی به هدفت می رسی نمی گم این یکی دو ماه باقی مونده رو بخونی کولاک می کنی....چون نمی دونم تا حالا چطور درس خوندی..
بهت میگم:یکی دو ماه باقی مونده رو طوری بخون که فردا روزی که نتیجه ها اعلام شد فارغ از نتیجه خوشحال باشی و به خودت بگی من حداکثر تلاشمو انجام دادم .طوری بخون که بعدها افسوس این لحظات از دست رفته رو نخوری...اینترنت و ایمیل و یاهو مسنجر و اینجور چیزا سر جلسه کنکور به دادت نمی رسن....
موفق باشی
صبا
یکشنبه 8 اردیبهشت 1392 13:21
سلام Unknown
هنوز 17سالته خیلی زوده برا این ک بگی نمیتونم ترکش کنم تصمیم جدی بگیر ک ترکش کنی از تمام وجود بخواه ک ترکش کنی ومطمئن باش ک اگ ترکش نکنی ب خیلی از چیزا و جاهای ک لیاقتشو داری نمیرسی و الکی الکی ایندتو تباه میکنی تا سنت کمه ب خودت بیا و ی کاری برا خودت بکن ب اینده خوبی ک میتونی داشته باشی ولی با این استمنا از دست میدی فکر کن
Unknown
شنبه 7 اردیبهشت 1392 16:42
ازتون میخوام برام دعا کنین
نمیدونم چرا نمیتونم ولش کنم
فکرشو بکنین...من همش 17 سالمه
چرا یه دختر 17ساله نمیتونه ترک کنه؟
برام دعا کنین
پاسخ فرهاد : سلام
این چه حرفیه؟چرا نمی تونی ولش کنی...
به خودت ایمان داشته باش...مغز انسان سیستمیه که اطلاعات ورودی و خروجیش یکیه...یعنی اگه بگی می تونم واقعا می تونی و اگه بگی نمی تونم و نمی شه واقعا نمی شه ترک کنی...این یه واقعیت علمیه که به اثبات رسیده...
باید محیط رو تغییر بدی باید رفتارتو اصلاح کنی ...
پستهای وبلاگو بخون و سعی کن واقعا بهشون عمل کنی...
برات دعا می کنیم
موفق باشی
سینا
شنبه 7 اردیبهشت 1392 11:33
سلام آقا فرهاد متولد 63 هستم از تابستان اول دبیرستان بود مبتلا شدم .خودت حساب کن چند ساله .تازه با وب شما آشنا شدم .لطفا به به ایمیلم ج بدید.
پاسخ فرهاد : سلام
نباید غصه اشتباهات گذشتتو بخوری چون با غصه خوردن و زانوی غم بغل گرفتن کاری از پیش نمی بری جز این که روحیتو از اینی هم که هست ضعیف تر کنی ...
با همه ی وجودت عزمتو جزم کن که بذاریش کنار البته یه دفعه نمی شه اینکارو ترک کنی...باید اول کمش کنی مثلا دو هفته یا سه هفته یه بار...بعدها که وابستگیت به این عمل کم شد و تاثیرات مثبت ترک رو تو زندگیت دیدی حتی اگه بخوای هم نمی تونی این کارو انجام بدی...باید رفتارتو تغییر بدی نباید مثه سابق رفتار کنی باید بشینی یه کاغذ قلم دستت بگیری و تحلیل کنی که چه عاملی بیشتر تو رو به سمت این عمل می کشونه باید واسه محدود کردن اون عامل برنامه ریزی کنی..راهکارهای این وبلاگو اجرا کن مطمئن باش بهت کمک زیادی می کنه..
در پناه حق دوست عزیز
آرش
شنبه 7 اردیبهشت 1392 09:30
سلام آقا فرهاد
اون زمانی که انسان وسوسه میشه فقط برای چند دقیقه بدنش تحت فشاره.اما وقتی این کاررو انجام داد به طور عادی تا 40 روز نه تنها تحت فشاره بلکه باید منتظر عواقب دنیایی و اخروی اون هم بود.
-------------------------------------------
دو جمله برای ترک:
اگه بخواهیم کاری انجام بدیم راهش رو پیدا می کنیم.
اگه نخواهیم کاری انجام بدیم بهونه اش رو پیدا می کنیم.
پاسخ فرهاد : سلام آرش
حرفت درسته...باید اون چند لحظه تحریک رو دووم بیاریم...
موفق باشی
مهدی
شنبه 7 اردیبهشت 1392 01:50
سلام منم یه وبلاگ با همین موضوع ساختم تا به بقیه کمک کنم . من الان لینکت میکنم تو هم لطفا این کارو کن.با همین نام : مرگ بر استمنا
margbarestemna.blogfa.com
پاسخ فرهاد : سلام مهدی جان
لینک کردن وبلاگ های دیگه دست آقا رضاست واسه رضا پیام بذار
bh
شنبه 7 اردیبهشت 1392 00:34
روز سوم ِ جهاد دوم
پاسخ فرهاد : آفرین پسر
توفیق
جمعه 6 اردیبهشت 1392 23:27
سلام فرهاد جان

حتما داداش. راست میگی. با غصه خوردن برای گذشته، کاری درست نمی شه اما با این وجود ما در ادامه راه به دو چیز خیلی نیاز داریم: 1- قدر بقیه فرصت ها رو به بهترین شکل بدونیم و از دست ندیمشون. 2- از موقعیت ها و شرایطی که ما رو به گناه می انداختن درس بگیریم و در ادامه راه سر لوحه کارمون قرار بدیم. از خدا می خوام عمری هر چند کوتاه اما توام با سلامتی و عزت نفس به همه ما بده.

تشکر و توفیق!
پاسخ فرهاد : سلام داداش
طبق معمول حرف حقو زدی...
توراه
جمعه 6 اردیبهشت 1392 21:25
سلام من 14 روزه که ترک کردم. امیدوارم بتونم ادامش بدم. از شما ها هم التماس دعا دارم لطفا بیشتر مطلب بذارین من هر روز واسه روحیه گرفتن و امید وار شدن یه سری به اینجا میزنم ولی خیلی وقتا مطالب تکرارین.من.نم
پاسخ فرهاد : سلام دوست من ...
14روز خیلی خوبه ...حتما می تونی ادامه بدی.
به خودت ایمان داشته باش
احسان
جمعه 6 اردیبهشت 1392 20:26
سلام داداش فرهاد واقعا راست گفتی من روز21ام هست که...نکردم وقتی یه نیم نگاه به قبلتر هام دارم میبینم حافطه خوب درس خوب محبوبیت قیافه خوب ارتباطات خوب هرچی داشتم...ازم گرفت البته ایناجسمانی بودن بقیه که هیچی انشاالله خداکمکم کنه بتونم قدراینایی که دارم بدونم التماس دعا
پاسخ فرهاد : ایشالله که ترک می کنی و همه ی اون چیزایی رو که گفتی دوباره به دست میاری...
برات دعا می کنیم.
نیکی
جمعه 6 اردیبهشت 1392 17:50
ای خدا.............
غریبه
جمعه 6 اردیبهشت 1392 15:12
سلام فرهاد جان
من چند بار توبه شکستم ولی دیگه اگه سرم بره خودارضایی نمی کنم
از تو وبقیه بازدید کنندگان می خوام برام دعا کنید ممنون
پاسخ فرهاد : سلام دوست عزیز...
همه ی ما خیلی وقتا توبمونو می شکونیم ولی این دلیل نمی شه که از رو بریم.
برات دعا می کنیم
Meys@m
جمعه 6 اردیبهشت 1392 14:22
دمت گرم آقا فرهاد......گل گفتی........
پاسخ فرهاد : خواهش می کنم داداش
موفق باشی
tobe
جمعه 6 اردیبهشت 1392 13:05
داداش من وقتی این کارو میکنم .ناامید میشم میگم خیلی طول میکشه تا همه اون عوارض از ببین بره ..چه کار کنم . . .؟
پاسخ فرهاد : سلام دوست من
تو بیا مردونگی کن و این عادت زشتو بذار کنار اگه همه ی عوارض این گناه از بین نرفتن و به همون آدم سرحال سابق تبدیل نشدی هر چی خواستی به من بگو.
وقتی تحریک می شی و خودتو در یه قدمی خودارضایی می بینی به بلاهایی که تا حالا سرت آورده به عقب موندگی ها و بدبختی هایی که برات رقم زده، به آه و افسوس بعد از ارضا شدن فکر کن...
موفق باشی
ali
جمعه 6 اردیبهشت 1392 11:04
من واقا دیگه نمیدونم چیكار كنم وقتی به جونم میافته دیگه ول كنم نیست هر كاری میكنم مثلا تو گوش خودم میزنم میگم علی تو میدونی داری چیكار مكنی ولی اخرش به همون خود ارضایی ختم میشه و همون پشیمونی همیشگی
پاسخ فرهاد : سلام علی جان
نیازی به کشیده و سیلی و این جور کارا نیست...
باید افکارتو در مسیر درست هدایت کنی و تا می تونی خودتو از عوامل تحریک کننده دوری نگه داری...
shervin
جمعه 6 اردیبهشت 1392 01:29
منم تصمیم گجرفتم ترکش کنم واقعاشمابهمون کمک میکنیدثواب داره ممنون
پاسخ فرهاد : سلام
آرزوی من اینه که این نوشته ها به اندازه ی سر سوزن هم که شده روی دوستان تاثیر بذاره...
پیروز باشی و قدرتمند
امیدوار
جمعه 6 اردیبهشت 1392 01:17
یه چند لحظه پیش می خواستم خ.ا. کنم گفتم بیام این جا بیبینم مطلب جدید چی نوشتید که وقتی اینو خوندم واقعا یه لحظه از خودم خجالت کشیدم.... خدایا کمکم کن.......
پاسخ فرهاد : سلام
خداروشکر که مقاومت کردی و پیروز شدی...
موفق باشی
جمعه 6 اردیبهشت 1392 00:15
سلام برادران و خواهران عزیزم

آقا فرهاد جان، خیلی ممنون از تذکرات مناسبی که می دی. حقیقتش نمی دونم چند درصد دوستان مثل من خودارضایی رو شروع کردن (تحریک رفقای ناباب)؟ اما واقعا من اولین بار تو شرایطی این خیانتو به خودم کردم که سنم حدود 12 الی 13 سال بود. یعنی 2 یا 3 سال قبل از سن بلوغ واقعی خودم. الان سال های ساله که دارم حسرت از دست دادن لحظاتی رو می خورم که از دست دادم. من وقتی به طور ذهنی و تقریبی حساب می کنم می بینم حدود 10 الی 20 درضد زندگیم در گذشته حقیقتا صرف اموری شده که به درد دنیا و آخرتم خورده اما باقیش یا صرف فکر کردن درباره استمنا شده یا به اعمالی مربوط به اون (مثل دیدن فیلم های محرک، شنیدن آهنگ های محرک، ولگردی در اینترنت و ...). الان که فکرشو می کنم تنم می لرزه که چقدر قدر نعمات الهی از جمله سلامتی جسم و بالاخص روحمو ندونستم و خرابکاری کردم. جدا امیدوارم به خودم و همه کسانی که شرایط منو دارند خدا عمری هر چند کوتاه بده که بتونیم بابت ذره ذره اون فرصت هایی که از دست دادیم فداش بشیم و اعمالی رو تقدیمش کنیم که پر ارزش باشند و جبران کننده همه اون خیانت ها باشند.

با تقدیم تشکر و احترام
توفیق
پاسخ فرهاد : سلام توفیق جان
گذشته هر چی بوده گذشته، باید به فکر حال و آینده باشیم...هرگز از ناامیدی حرف نزن و افسوس گذشته رو نخور ...خدا از اون چیزی که من و تو فکر می کنیم بزرگتر و مهربونتره ...
موفق باشی دوست من
هیوا
پنجشنبه 5 اردیبهشت 1392 22:58
سلامتی بزرگترین نعمته الهی
از 12 اسفنده ترکم برام دعا کنید زودتر به خواستم برسم محتاج دعام
بچه ها تو روخدا جدی باشیم خدا حواسش بما هست کمکمون میکنه ها
تروخدا برام دعا کنید منم براتون همیشه دعا میکنم
پاسخ فرهاد : سلام
تاریخ ترکتو یه جا بنویس و همه چیو فراموش کن ...تا می تونی روز شماری نکن...روز شماری آدمو مغرور می کنه اینو بر اساس تجربه می گم...
محتاجیم به دعا
محسن
پنجشنبه 5 اردیبهشت 1392 20:07
شاید تا دیروز که روز 91 ترکم بود شهوت،خ ا و غریزه جنسی برام همونجوری بود که برای یه بچه 3ساله بود......اصلا فکر وذهنمو درگیرش نکرده بودم تواین مدت ....واین روش ترک من بود ....دیروز توی اینترنت داشتم برای یه کار شخصی میگشتم که صفحه ای باز کردم که همش تبلیغ بود........تبلیغ از همه چی .....مذهبی ....درسی ....علمی ...فرهنگی ....در بین این تبلیغات چشمم به تبلیغ لوازم ارایشی افتاد که عکس یه زن بود ارایش کرده وبی حجاب این بار برخلاف دفعات قبلی که همچین موارد ی رو رد میکردم یا چشمم رو روشون میبستم .روش کلیک کردم وارد یه صفحه دیگه شد که همه تبلیغاتش راجع به همین چیزا بود ...به صورت ناخودآگاه تا اینجا اومده بودم و یه چیز ی تشویقم میکرد که ادامه بدم ....بدون هیچ منظوری روی تبلیغ بعدی کلیک کردم .....بلافاصله بعد از کلیک دوم من کامپیوتر خاموش شد......آره ......برق رفت ومن احمق همینطور مات ومبهوت مونده بودم که خدا چقدر هوای منو داره....فکر کنم حالا دیگه مفهوم اون شعر مولوی رو فهمیده باشید ....خیلی از کارم پشیمون بودم ...کلی راجع بش فکر کردم و کلی هم گریه کردم که چرا باید همچین اشتباهی بکنم وقتی خدایی به این خوبی ودلسوزی دارم ....این یه تجربه و درس بزرگ برای من شد که بفهمم خودم شهوتم رو فعال میکنم یا خاموش میکنم با نگاه هام ....وکسی که توی این مدت همیشه هوای منو داشته خدای عزیز بود ه همش کمک اون بوده .....امیدوارم خاطره دیروزم برای شما هم آموزند ه باشه ....در پناه حق باشید و همیشه پاک پاک......هنوز ادامه میدم ..درکنار شما ......با وجود این که مسیر لغزنده ست ......ولی خدایی دارم که منو از لغزش حفظ میکنه ....روز 93هم با یاری خدا تموم شد.......
پاسخ فرهاد : سلام محسن جان
معلومه که خدا خیلی تو رو دوست داره ..
واسه ما هم دعا کن
محمد
پنجشنبه 5 اردیبهشت 1392 20:04
سلام داداش فرهاد
عالی بود با این قبلا هم خونده بودم ولی بازم خوندم . من امروز باز هم شکست خوردم برای خودم متاسفم یه چند روز پیش بودکه شکست خورده بودم ولی باز امروز هم شکست خوردم ولی دوباره شروع کردم . من شنبه 2تا امتحان سخت دارم و الان اوضام خیلی خرابه عذاب وجدان دارم نمی تونم درسامو بخونم لطفا یه راهی پیشنهاد کن . اگه میشه به وبلاگم سر بزن به کمکت نیاز دارم.
پاسخ فرهاد : سلام داداش
به وبلاگت میام و برات می نویسم که باید چیکار کنی
موفق باشی
محسن
پنجشنبه 5 اردیبهشت 1392 19:50
سلام به همگی .....شما فکر میکنید کسی که 10روز یا 100روز یا 10سال یا......از ترکش گذشته اصلا تحریک نمیشه .؟چرا .....ولی تحریک شدنش به خودش بستگی داره .....شهوت وعریزه جنسی ما مثل یک حیوان درنده ست ....مثل یک انبار باروته ....مثل یک فشنگ پر از باروته ......اگر چاشنیش فراهم بشه منفجر میشه .....وگرنه یک انبار باروت اگر صدسال هم جرقه نزدیکش نباشه منفجر نمیشه ....شاید شعر مولوی بتونه بهتر بهتون مفهوم رو برسونه ..........
میلها هم‌چون سگان خفته‌اند
اندریشان خیر و شر بنهفته‌اند
چونک قدرت نیست خفتند این رده
هم‌چو هیزم‌پاره‌ها و تن‌زده
تا که مرداری در آید در میان
نفخ صور حرص کوبد بر سگان
چون در آن کوچه خری مردار شد
صد سگ خفته بدان بیدار شد
حرصهای رفته اندر کتم غیب
تاختن آورد سر بر زد ز جیب
موبه موی هر سگی دندان شده
وز برای حیله دم جنبان شده
نیم زیرش حیله بالا آن غضب
چون ضعیف آتش که یابد او حطب
شعله شعله می‌رسد از لامکان
می‌رود دود لهب تا آسمان
صد چنین سگ اندرین تن خفته‌اند
چون شکاری نیستشان بنهفته‌اند
یا چو بازانند و دیده دوخته
در حجاب از عشق صیدی سوخته
تا کله بردارد و بیند شکار
آنگهان سازد طواف کوهسار
شهوت رنجور ساکن می‌بود
خاطر او سوی صحت می‌رود
چون ببیند نان و سیب و خربزه
در مصاف آید مزه و خوف بزه
گر بود صبار دیدن سود اوست
آن تهیج طبع سستش را نکوست
چاشنی این تحریکات دست خود شما ست دوستان گلم ....الان یه اتفاقی رو که دیروز برای من افتاد وخیلی هم برام تکان دهنده بود رو توی نظر بعدی براتو ن مینویسم حتما بخونیدش......
پاسخ فرهاد : ممنون محسن جان
شعر قشنگ و آموزنده ای بود
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.