تبلیغات
˙·▪•● ترک خودارضایی ، استمنا ●•▪·˙ - خاطره ی چند شب پیش
حتما حرفهای بقیه گرفتاران خودارضایی را در قسمت نظرات پست ها بخوانید ، در ضمن علاوه بر صفحه اول این وبلاگ ، پست های دیگری ، در صفحات دیگه این وبلاگ هم وجود داره که در انتهای وبلاگ می توانید آن صفحات را انتخاب کنید NoEstemna
خبرنامه این وبلاگ

ایمیل خودتون رو وارد کنید

پس از کلیک روی ثبت ، وارد صفحه جدیدی می شوید که باید عبارت روی تصویر رو در محل موردنظر بنویسید و دکمه مقابلش را کلیک کنید ، بلافاصله پیامی به ایمیلتون ارسال میشه ، بروید در ایمیلتون و روی لینک داخل پیام کلیک کنید تا تایید بشه ، به همین راحتی کار تمام میشه و از این به بعد از آپدیت و انتشار پست های جدید این وبلاگ ، از طریق ایمیلتان مطلع می شوید و همیشه این وبلاگ در خاطرتان می ماند



نویسنده :فرهاد
تاریخ:شنبه 7 اردیبهشت 1392-15:35

خاطره ی چند شب پیش

سلام بچه ها

دو سه شب پیش با یکی از دوستام رفتیم بیرون می خواستیم سوار تاکسی بشیم .یه آقایی چند قدم جلوتر از ما منتظر تاکسی بود. یه تاکسی وایساد  من و دوستم سوار شدیم به اون آقاهه گفتم جا داره بیا بالا...گفت نه من می خوام دربست بگیرم ...راننده بهش گفت این آقایونو جایی که میخوان پیاده شون می کنم بعد دربست در خدمت شما هستم بیا بالا این وقت شب ماشین کمه...

اون یارو هم قبول کرد و اومد بالا کنار من نشست...یه چند دیقه گذشت یه لرزشهایی احساس می کردم

اول فکر کردم که مال تکون های ماشینه بعد که دقیق شدم دیدم همون مرده  که بغل دست من نشسته داره می لرزه باورتون نمی شه زانوش انگار روی ویبره بود نگاش کردم دیدم سرشو انداخته پایین و با دست پیشونیشو گرفته ...نمی دونستم چه مرگشه ،بی قرار بود بهش گفتم آقا شما حالتون خوبه. گفت آره خوبم مگه چیه؟؟ گفتم :هیچی.

یه خیابونو رد کردیم بهم گفت:آقا میشه خواهش کنم شما و دوستتون از ماشین پیاده شین من کارم خیلی واجب تره زودتر باید خودمو به یه جایی برسونم.کرایه تونم خودم حساب می کنم...گفتم :شما لطف دارین، ما هم مثه شما کارمون واجبه...حالش خیلی بد بود...دوستم که به قیافه اون آقاهه زل زده بود بهش گفت:ببخشید شما پدر شاهین نیستین همون پسری که تو نانوای روبه روی خونه ما کار می کرد...آقاهه گفت: آره  ولی شاهین الان داره تهران جوشکاری اسکلت کار می کنه.راننده گفت ماشالله جوشکاری کلا کار خوب و پول سازیه...بهش گفتم:پسرتون براتون پول می فرسته یا از اوناییه که واسه کار میرن تهران ولی همین که  چششون به زرق و برق چند تا دختر بیفته ،خانوادشونو فراموش می کنن...گفت:شاهین وقتی چند ماهش بود مادرش از دنیا رفت از اون موقع هم براش پدر بودم و هم مادر. پسرم بچه خیلی خوب و سر به راهیه  سر هر ماه خرجی من و خواهرای بزرگترشو می فرسته،شاهین از اعتیاد و بدبختی باباش درس گرفته و خدا روشکر اصلا اهل دود و دم نیست...

به خودم گفتم ای  داد و بیداد یارو معتاده و ما نمی دونستیم الانم خماره که این جوری داره می لرزه و بی قراره...این وقت شبم لابد می خواد بره مواد بگیره که اینقد عجله داره...شرمندگی رو میشد از تو چشاش دید دلم به حالش سوخت خواستم بهش دلداری بدم.

گفتم: عمو جون غصه نخور همین که یه پسر خوب و سر به راه داری باید خدا روشکر کنی من که اصلا به درد خوونوادم نمی خورم .این دوره زمونه هرکی به یه چیزی اعتیاد داره .من جوونایی رو می شناسم که به چیزایی اعتیاد دارن که اصلا نمی شه فکرشو کرد(منظورم خودم بود)...

راننده گفت:تو زحمت خودتو واسه شاهین کشیدی همه ی ما تو زندگیمون مشکل داریم به خدا توکل کن ....

وقتی رسیدیم من و دوستم از ماشین پیاده شدیم و خداحافظی کردیم ...اون شب همش تو فکر بودم چهره ی درمونده ی اون مرد جلوی چشام بود ...

تو راه برگشت به خونه زیر نور تیر برقهای خیابون قدم می زدم و به این فکر می کردم که  ماها هم معتادیم ولی اینطور نیست که یکی دو روز اون کارو انجام ندیم به خماری و لرزش و بی قراری بیفتیم ...کسی تو جامعه به من و تو به چشم یه آدم حقیر و معتاد نگاه نمی کنه ....اون یارو اگه نیم ساعت دیرتر مواد پیدا می کرد مثه مار از درد به خودش می پیچید مثه مرغ سر کنده می شد...ولی تو اگه دو سه روز این کارو انجام ندی نه تنها درد نمی کشی بلکه احساس شادابی و سرزندگی می کنی.چند روز که جلوی خودتو بگیری انگیزت چند برابر می شه اعتماد به نفست می ره بالا احساس می کنی خیلی سرحال و سر زنده ای...تو می تونی از ترکت لذت ببری ولی ترک برای اون یارو سراسر درد و رنجه...اون یارو حتی اگه با تمام وجودش اراده کنه  موادو بذاره کنار و به مواد فکرم نکنه بدنش اون مجبور می کنه که دوباره بره سمت مواد...ولی تو اگه اراده کنی که دیگه این کارو انجام ندی بدنت با همه ی وجود از ترکت استقبال می کنه...بعد یه مدت(کوتاه یا طولانی بودنش بستگی به شدت اعتیادت داره) تاثیر ترک رو در روح و جسم خودت حس می کنی...دیگه خودتو یه موجود حقیر و شکست خورده نمی دونی...بدنت جون تازه ای پیدا می کنه رنگ و روت وا می شه تناسب اندام پیدا می کنی .قیافت دیگه مثه سابق تکیده و بی فروغ نیست...حلقه ی سیاه دور چشات کم کم محو می شه...هوش و حواست کم کم بر می گرده سر جای خودش حافظه ت تقویت می شه می تونی درس بخونی. دیگه عذاب وجدان نداری.احساس می کنی به خدا نزدیکتری.و تغییرات مثبت دیگه ای که اونا رو به مرور در روح و بدنت حس میکنی...  

بی صبرانه منتظر دیدن نظرت هستم






احمد
دوشنبه 17 شهریور 1393 13:36
سلام. 16 سالمه 4 سال این کارو میکردم حالا چند روزی ترک کردم می خوام بدونم با ترک مداوم عوارضش بر طرف می شه ؟ممنون
علی
دوشنبه 12 خرداد 1393 10:05
یه هفته پاکی
دوشنبه 12 اسفند 1392 15:57
تورو خدا خود ارضایی نکنید من همه چیزمو از دست دادم خیلی زیبا بودم خیلی زشت شدم تورو خدا برام دعا کنید دارم گریه میکنم برام دعا کنید خوب بشم خدایا منو ببخش الهی امین
پاسخ فرهاد :
مهدی
پنجشنبه 12 دی 1392 20:02
به یه یکی از بزرگان که می گفت باید عادت کنیم که عادت نکنیم اگه به جای خودارضایی خدا رو راضی کنیم این رضایت خدا لذتی داره که با یقین میگم با هیچ لذت مادی قابل مقایسه نیست کسانی که ترک کردن میدونن
پاسخ فرهاد : صد در صد
سعید
چهارشنبه 11 دی 1392 03:34
سلام.بچه ها همون طور که تو این وبلاگ هم گفته شده یکی از راه های ترک نگاهی به زندگی افراد معتاد هستش .واقعا اگه مقایسه کنید ترک استمنا و مواد مخدر قابل مقایسه نیست.در ضمن من هم 6ماه دیگه کنکور دارم الان هم پاکم.باور کنید انرژیم چند برابر شده شما هم فقط یه ماه انجام ندید و خودتونو مقایسه کنید.در ضمن بعد کنکور با کلی تجربه برمی گردم.از وبلاگتون هم متشکرم.
پاسخ فرهاد : موفق باشی
سما
شنبه 30 آذر 1392 00:30
سلام،من یه دخترم که تو زمان دبیرستان گاهی اینکارو میکردم اما معمولا خودمو کنترل میکردم تا اینکه سال پیش دانشگاهی بدلیل مشکلاتی که پیش اومد از درس فاصله گرفتم،الان دوسال میگذره،تنهام وخیلی مشکل درست کردم برا خودم،امروز بطور اتفاقی اینجا رو دیدم و تازه فهمیدم که تموم این سستی ها و مشکلاتم از کجا ناشی میشه!!! با کسی در ارتباط نیستم اما زیاد فیلم زبان اصلی میبینم و زیاد تو اینترنت میچرخم،خیلی وقته که یادم رفته چه ارزوهایی داشتم و چقد درسخون و با اراده بودم
چون بعداز اینکار افسردهذمیشدم و احساس ضعف داشتم به غذا پناه میارم و شدیدا زندگی و هیکلمو خراب کردم
راستش همه خیلی ازم انتظار دارن اما خودم نمیتونم خودمو پیش بینی کنم و همش کلافه ام، نمیدونم کی میخوام یبار دیگه اراده ی خودمو نشون بدم،خیلی از خودم نا امیدم.....
پاسخ فرهاد : عزمتو جزم کن که برای همیشه بذاریش کنار
مطالب وبلاگ رو بخون و به راهکارهای گفته شده عمل کن....
دختر پاک
شنبه 27 مهر 1392 10:15
سلام دوست عزیز.
من همیشه به وب شما سر میزنم اما تا میام دو کلمه بخونم مجبورم صفحه رو ببندم.میدونید چرا؟چون عنوان صفحتون ترک خ.ا هست و من مجبورم وقتی کسی از جلوی مانیتور رد میشه وبلاگ شما رو ببندم .
من به وبلاگ پله پله تا خدا یه پیشنهاد دادم قبول کردن به شما هم میگم که عنوان وبتون رو تغییر بدید اگه ممکنه.
با تشکر
پاسخ فرهاد : سلام
خوشحالم که به وبلاگ خودتون لطف دارید و هر از گاهی به ما سر میزنید...
حرف شما رو قبول دارم خود من هم گاهی اوقات که توو IT دانشگاه میرم یه نگاهی به نظرات دوستان می ندازم حواسم هست که کسی عنوان وبلاگ رو نبینه....
لازم نیست وبلاگ رو ببندین می تونید اونو بندازین پایین...
منم موافقم که عنوان وبلاگ تغییر کنه ولی مدیر وبلاگ آقا رضاست.برای ایشون نظر بذارید...
موفق باشید
maxx
پنجشنبه 7 شهریور 1392 12:22
سلام
من چند ماه چند ماه این کارو نمی کنم حتی تا یک سالم شده. دفعه ی آخری حدود دو یا سه ماه بود تا اول این هفته!!! که به فنا دادم.... واقعا متاسف شدم برای خودم.پنج بار تو یک هفته:( واقعا راه ترک کامل وجود داره اصلا؟ تا اینجا به اندازه ی کافی از این چیزا ضربه دیدم. دیگه بسه!!واقعا دیگه نمیتونم.
همه موفق باشن
یا علی
پاسخ فرهاد : سلام
تو تواناییشو داری که برای همیشه ترک کنی...
اینو خودت ثابت کردی
موفق باشی
نمیدونم
سه شنبه 21 خرداد 1392 11:57
سلام من تقریبا همه ی نظرارو خوندم و به همشون احترام میذار اما به نظر من ما بیشتر از اینکه به اینکار نیاز داشته باشیم بهش عادت کردیم. کاش بتونیم این عادتو هم مثل بقیه ی عادتای بدمون ترک کنیم. برا همتون ارزوی موفقیت میکنیم.
پاسخ رضا ... : سلام
پست جدید وبلاگ رو بخون ...
موفق باشی ...
غلامرضا
یکشنبه 12 خرداد 1392 21:31
سلام
خدا قوت
من تو روز 5 هستم
امروز رفتم که برم بووووووق کنم یه چیزی دیدم از خودم و خدای خودم شرمنده شدم
این کار را نکردم باور کنید خیلی خوشحالم
بچه ها به خود خدا قسم خدا خیلی ما را دوست داره این را از تمام وجودم می گم
یه کم به اتفاقاییی که تو زندگی میفته بیشتر دقت کنیم این را می فهیم.
بچه ها بیاین با خدا رفاقتمون رو حفظ کنیم
در پایان از تمامی غزیزان که در برپایی این سایت سهمی دارن تشکر ویژه دارم خدا اجرتون بده.
پاسخ رضا ... : سلام
بچه ها بیاین با خدا رفاقتمون رو حفظ کنیم
ehsan
شنبه 4 خرداد 1392 12:04
فقط کافیه وقتی به فکرش میفتی سه کلمه رو با خودت تکرار کنی:لذت ترک گناه.لذتی که تو ترک گناهه خیلی بیشتر از اون چیزیه که تو گناه هست.این سه کلکه رو تکرار کنین همیشه.به امید پیشرفت ایران
پاسخ فرهاد : آفرین
rite
سه شنبه 17 اردیبهشت 1392 11:26
سلام دوستان گلم من این سایت ایمیل دادم ولی تا حالا سر نزدم چون کارم طوریه ک ب اینترنت دسترسی ندارم .
من یه جایی خوندم ک میگفت(ب نقل از حاج آقا فخر تهرانی): 1.کسانی ک زن ندارند و شهوت در آنها غلبه می کند باید هر روز مقداری سرکه بخورند تا قوای شهوانی انها کاهش یابد
2.در هفته 1یا2 روز روزه بگیرند
3.از خوردن چیزهایی ک طبع گرم دارند بپرهیزند
4.یاد خدا و نماز هم حتما باید باشد چون تنها در مقابل شیطان ایستادن حماقت است
در آخر برای همتون دعا میکنم و امیدوارم شما هم در حق من دعا کنید
خدا را ب شما و شما را ب خدا می سپارم
پاسخ فرهاد : سلام
حرفات درسته
برات دعا می کنیم
یکشنبه 15 اردیبهشت 1392 16:59
بازم سلام_ببخشین من زیاد مزاحم میشم
احساس میکنم هر چقد بیشتر بیام تو این وب بیشتر ب نفع ام هست ی گوش زد میشه_برای تمام کار هایی ک نباید انجام بدیم بازم خوب ی آدمایی مثل شما هستن_همش فکر میکردم اینجور آدما.نمیتونن......امروز سر کلاس داشتم ب این موضوع فکر میکردم ک کی تو کلاس ب ای کابوس دچاره؟کسایی ک حتی بهشون نمیخوره
پاسخ فرهاد : سلام
بازم به وبلاگ خودت بیا
موفق باشی
N....
شنبه 14 اردیبهشت 1392 19:20
سلام خوبین؟من ک خوبم امید وارم شما هم خیلی بهتر از من باشین
از روزی ک گذاشتمش کنار خیلی حالم بهتر شده انگاری خدا بهم نزدیک تر شده میدونم ک خیلی ازش دور شدم ولی همین حس خیلی قشنگ
فقط ی سوال چند درصد امکان عقیم شدن وجود داره--ینی میشه اینجور آدما پدر یا مادر بشن
امید وارم ک امکانش وجود داشته باشه
پاسخ فرهاد : سلام
امکانش که هست...
موفق باشی
کوروش
جمعه 13 اردیبهشت 1392 17:55
سلام ، من حدود 12 سال که به این عمل زشت گرفتارم ، ده ها بار تصمیم به ترک این کار گرفتم ، اما هر دفعه قولمو می شکستم. همین الانم این کارو انجام دادم و اعصابم داغونه ! واقعا نمیدونم چطور ترکش کنم ، روزه های چندین روزه هم گرفتم اما باز ...
بهترین رکوردم 4 ماه بود، یعنی 120 روز اما نمیدونم چرا دیگه نتونستم اونو تکرار کنم. واقعا ممنون بابت راه اندازی این وبلاگ ، امیدوارم همیشه آپدیتش کنی ، شاید بشه ازین طریق ترک کرد.
پاسخ فرهاد : سلام آقا کوروش
واست آرزوی موفقیت می کنم
پریسا
پنجشنبه 12 اردیبهشت 1392 08:19
همش حقیقته با انجام ندادن اینکار احساس آرامش میکنیم چند دوز پیش تنهابودم وسخت وسوسه شدم ولی رفتم دعای عهد روگوش دادم وآروم شدم
یاعلی
پاسخ فرهاد : سلام
موفق باشی
مهران
پنجشنبه 12 اردیبهشت 1392 01:30
از نظر خودم كثیف ترین آدم روی زمین هستم. 14سال بیشتر ندارم اما باز هم استمنا میكنم. هر بار كه به حموم میرم غسل جنابت میكنم اما دوباره پس از چند روز نزدن نمیتونم كنترل كنم و دوباره میزنم. نه اعصاب درست و حسابی دارم و نه اخلاق. شاگرد زرنگم اما توی امتحان میان ترم خراب كردم .چون اعتماد به نفس خوبی ندارم.از درد كمر درد و پا درد خسته شدم. اما این سری با خوندن این پست یه جوری شدم و میخوام خیلی جدی ترك كنم راستی من خودم وبلاگ دارم و در مورد همین استمنا هستش اگه خواستی بیا و از مطالبش استفاده كن . موفق باشی
پاسخ فرهاد : سلام دوست من
فقط تو نیستی که از خودت حالت به هم می خوره همه ی ما این احساس رو در مورد خودمون داریم... وقتی دیدم که نوشتی 14 سالته خیلی ناراحت شدم...
تو سن رشد سلولهای بینابینی بیضه(سلولهای لیدیگ) شروع به ترشح هورون جنسی مردانه یا تستوسترون می کنن این هورمون باعث ایجاد جهش در رشد و بروز صفات ثانویه جنسی مردانه مثه افزایش توده عضلانی و استخوانی بدن، رویش موی صورت، بم شدن صداو... میشه.
تو الان تو سن رشد قرار داری اگه ادامه بدی هرگز به اندازه یه نوجوون عادی رشد نمی کنی و قد نمی کشی..استخون بندی بدنت هم درست شکل نمی گیره...اینو بهت قول میدم...
گفتی که درسخون و زرنگی..آفرین خیلی خوبه ولی مطمئن باش هر چی بری جلوتر و وابستگیت به خودارضایی بیشتر بشه توانایی درس خوندنت هم کاهش پیدا می کنه تمرکزت کم میشه...انگیزه و اعتماد به نفستو از دست میدی و به جایی می رسی که حتی نمی تونی یه ساعت پشت سرهم مطالعه کنی...این حرفا رو براساس تجربه ی خودم دارم میگم...
تا دیر نشده ازش فاصله بگیر...
به وبلاگت سر میزنم
موفق باشی
عباس
چهارشنبه 11 اردیبهشت 1392 12:46
روز 35 ام. انشالله همه تا ابد خوب بشیم. توی این 35 روز هیچ فیلمی ندیدم. حتی سایت هایی که عکس های تحریک کننده میزارن هم نرفتم. خلاصه به گناه نزدیک هم نشده ام. خدا روشکر. برای همتون دعا میکنم
پاسخ فرهاد : آآآآآفرین پسر
همین طور ادامه بده
هر چی جلوتر میری باید بیشتر مواظب خودت باشی...
یوتا
چهارشنبه 11 اردیبهشت 1392 01:43
چقدر زیبا بود،چقدر خوبه این مشکل رو ب هیچکس نگیم هیچکس جز خدا آدم رو درک نمیکنه بهتر ک از ظاهر معلوم نیست خ.ا بودیم.
پاسخ فرهاد : سلام با حرفت موافقم
ولی بعد از یه مدت از روی ظاهر هم میشه اعتیاد به خ.ا رو تشخیص داد
موفق باشی
توفیق
دوشنبه 9 اردیبهشت 1392 23:57
سلام دوستان من

خیلی ممنونم ازت داداش فرهاد. فقط همینو می تونم بگم. امیدوارم روزی همه ما دست در دست هم بدیم و در محضر حضرت حق چهره های سفید و نورانی داشته باشیم.

کوچیک شما
توفیق
پاسخ فرهاد : مخلص آقا توفیق گل
ترک علمی خود ارضایی ، یه دوست!!!
دوشنبه 9 اردیبهشت 1392 23:54
سلام بر همه ی دوستان عزیز!
ممنونم اقا فرهاد، از نقل تجربه ات! تکون دهنده بود!
از خداوند برای همه گرفتارا طلب سعادت و اگاهی و رهایی دارم!
مراقب خوبی هاتون بیشتر و بیشتر باشید! حیفه زندگی رو قطره قطره از بین انگشتاتون از دست بدین، دوستان زندگی خیلی باارزشه ازتون خواهش می کنم، زندگی تون رو حفظ کنید!
بیشتر مراقب خوبی هاتون باشید!
بیشتر مراقب لحظه هاتون باشید!
پاسخ فرهاد : سلام
موفق باشی
هیوا
دوشنبه 9 اردیبهشت 1392 17:48
خدایا راضیم به رضای تو
پاسخ فرهاد : آآآفرین
شاید خیرت در این بوده...
مهدی
دوشنبه 9 اردیبهشت 1392 12:25
سلام دیگه نمیدونم چکارکنم خسته شدم 2ماه دیگه کنکوردارم اما....خسته ام!
پاسخ فرهاد : سلام مهدی
جوابتو در نظرات پست قبلیم دادم
واست آرزوی موفقیت می کنم
سینا
دوشنبه 9 اردیبهشت 1392 12:02
سلام .بیزحمت میشه از آقا رضا کد خبرنامه رو سوال کنید وبرام بفرستید..باتشکر
پاسخ فرهاد : سلام سینا جان
من هم مثه تو می تونم واسه رضا یه نظر بنویسم که بعدها ببیندش....منظورم اینه که من نه شماره ای از رضا دارم نه نه نشونی ای و نه چیز دیگه ای...
واسش پیام بذار مطمئنا ترتیب اثر میده...
موفق باشی دوست من
سعید
دوشنبه 9 اردیبهشت 1392 02:27
با تشکر ازنویسندگان این وبلاگ.برای همه عزیزان آرزوی موفقیت درترک این نوع اعتیاد دارم. دوستان به وبلاگ من هم یک سرک بکشید.ازمدیریت ازوبلاگ هم درخواست دارم تا من هم لینک شوم. با تشکر
Argavan1.mihanblog.com
پاسخ فرهاد : سلام سعید جان
به وبلاگت سر می زنیم
موفق باشی
محسن
یکشنبه 8 اردیبهشت 1392 23:26
سلام . کنتور شماره 96 رو برای من ثبت کرد....باور کنید خیلی عالیه ......هیچ حسی مثل این نمیشه .......برای ادامه محتاج دعای همه شما عزیزان هستم ......
پاسخ فرهاد : سلام عزیز
ایشالله همیشه پاک بمونی
محسن
یکشنبه 8 اردیبهشت 1392 23:23
سلام . میخواستم به دوست مبتلا بگم .....این که یه حسی بهت میگه انگار بعدا قراره دوباره اینکارو انجام بدی ،افکار شرطی شده شماست ...شرطی شدن به این معنیه که اگه یه کاری رو (هر چند اشتباه )چند وقت مکررا انجام بدی بعد ازیه مدت اگه خودت بخوای درستشو انجام بدی ذهن واحساس وفکرت به سمتی میره که اشتباه انجام بدی ........ولی نگران نباشید این افکار بعد از چند وقت مراقبه وتغییر مسیر جهت عکس به خودشون میگیرن .....یعنی اگه بعداز چند وقت ترک بخوای به سمت خ.ا بری ذهنت تورو به سمت مخالفش هدایت میکنه ....یکی از دلایلی که میگن بعداز یه مدت ترک ادامه مسیر برات راحتتر میشه واحتمال اشتباهاتت کمتر میشه همین هست ...... به شرط اینکه مراقبه رو همیشه مد نظر داشته باشی....البته این روکه گفتم تجربیات و مطالعات خودم بوده ...همیشه پاک پاک ودر پناه حق باشید..........
پاسخ فرهاد : ممنون از توضیحات مفیدت
ماریه
یکشنبه 8 اردیبهشت 1392 20:53
سلام من یادتونه؟
زیاد سر نمیزنم چون کتابخونه ام تا 10 شب
میدونی که کنکوریم
اون 3 روز یه کنکورت عاااااااااااااااالیه
برام دعا کن
قدم قدم تااااااااااااا پزشکی
راستی الان دیگه 21 روز این مطلباتون همرو داره نجات میده خدا پشت و پناهتون
آقا فرها من از همه بیشتر بهتون مدیونم هم بابت ترک هم بابت درسم مرسی ی ی ی ی
پاسخ فرهاد : سلام
ایشالله که درسات خوب پیش میره و با توکل به خدا داری حداکثر تلاشتو انجام میدی...فردا روز که کنکور دادی کسی بهت نمی گه:رتبه ات چند شد و چقد مشکل داشتی فقط میگه :رتبه ات چند شد...قبول دارم الان مشکل داری تحت فشار روحی هستی تک تک لحظاتی رو که الان داری تجربه می کنی من قبلا تجربه کردم میدونم چقد سخت و طاقت فرساست..ولی این یکی دو ماه مونده رو باید بیشتر از همیشه بخونی یه دیقه هم واسه خودش یه دیقه ست...طوری بخون که فردا روزی که نتایج کنکور اعلام شد حتی اگه خدایی نکرده به هدفت نرسیدی افسوس نخوری پشیمون نباشی نگی ای کاش اون وقت باقی مونده رو می خوندم...این ای کاش ها و افسوس ها بعدها آدمو داغون می کنه...
تا بعد از کنکور اینترنت نیا
برات دعا می کنیم
موفق باشی
هیوا
یکشنبه 8 اردیبهشت 1392 17:12
خیلی ناراحتم فرد مورد علاقمو پیدا کردم اما رفتیم آزمایش دادیم گفت نمیشه حتی یک درصدم امکانش نیس همچی تموم شد چرا خدا کمکم نکرد اما من روقول هستم از 12اسفند تاابد
پاسخ فرهاد : روتو کن به سمت آسمون و بگو:
خدایا راضیم به رضای تو...
ناشناس
یکشنبه 8 اردیبهشت 1392 16:35
از امروز شروع کردم خودم دیگه خسته شدم و خیلی وقته که هیچ حسی نسبت به این کار ندارم .
پاسخ فرهاد : سلام
همه ی ما خیلی وقته که دیگه از انجام این کار لذت نمی بریم علت ادامه اعتیادمون فقط وابسته شدن به این عمله که ایشالله با راهکارهای گفته شده، می شه این وابستگی رو به مرور از بین برد...
موفق باشی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.




نمایش نظرات 1 تا 30